I can feel you

I can feel you

  • WpView
    Reads 83
  • WpVote
    Votes 15
  • WpPart
    Parts 3
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published Fri, Sep 9, 2022
WpInfo
Fanfic
BTS
I can feel you می تونم احساست کنم -۲۵ ژانویه ۱۹۵۳ قطرات شیشه ای باران بهاری بر زمین های گل آلود باکچون هانوک پایکوبی می کردند گویی که ضیافت بزرگی برگزار کرده بودند. درد به مغز استخوانم نفوذ کرده بود و امانم را بریده بود اما با نیرویی که نمی دونم از کجا بود فقط می دویدیم تمام فکر و ذکرم به چهار کلمه ختم میشد "خونه" غافل از اینکه اون خونه ای که در ذهنم ساخته بودم دیگه وجود نداشت... -Genre : جنایی،روانشناختی،انگست -Couple : کوکوی Writer: Tiam !این فیک اسمات نداره!
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Wrong number
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • bunny and bear (Taehkook)
  • « تاراج » « 약탈 »
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • 💎••SpotLight••💎

ناشناس: هنوز نمیتونم باورت کنم.ما سه سال باهم قرار میزاشتیم. سه سالِ لعنتی ،این هیچ معنی ای برات داشت؟ خب، برای من داشت. من اون همه زمانو صرف تو کردم وقتی میتونستم کار بهتری کنم هیچ ایده ای نداری چقدر ازت متنفرم جونگکوک: آم جونگکوک: شماره اشتباه؟ **** [Completed] Toptae Bottomkook Taekook Namjin Yoonminseok [Translated] #1 in vkook🥇 #1 in taekook🥇

More details
WpActionLinkContent Guidelines