Story cover for Mirage [ Completed ] by ByunAbner
Mirage [ Completed ]
  • WpView
    LECTURI 8,714
  • WpVote
    Voturi 1,157
  • WpPart
    Capitole 48
  • WpHistory
    Timp 19h 9m
  • WpView
    LECTURI 8,714
  • WpVote
    Voturi 1,157
  • WpPart
    Capitole 48
  • WpHistory
    Timp 19h 9m
Complet, Prima publicare sep 01, 2022
رابطه‌اش با سهون قبل روز تولدش عالی بود. سهون با خنده نگاهش میکرد و خاطرات روزش رو براش تعریف میکرد. وقتی میدیدش بغلش میکرد و کلی کارهای دیگه که دوستهای صمیمی با هم میکنن؛ ولی بعد از اون روز نحس، حتی یک بار هم خنده‌اش رو ندیده بود.. همش نگاه‌های سرد و دیوونه کننده! در مقابل این رفتارهای سهون بکهیون جوابی به جز معذرت خواهی نداشت. اما برای چی عذرخواهی میکرد؟ اون واقعا حق داشت تا از این یکنواختی زندگیش خسته بشه.. سهون چش شده بود؟ اون به هیچ عنوان سهونی نبود که قول داده بود همیشه کنار دوستش، بکهیون باشه.. درسته. دوستش، بکهیون! سهون هیچوقت هیچ قولی به شریک زندگیش، بکهیون نداده بود...

کاپل: سهبک ، چانبک (یک‌طرفه)

ژانر: درام ، هیجان انگیز ، رمانتیک ، مافیا ، اسمات

هپی اند.
Toate drepturile rezervate
Cuprins
Înscrieți-vă pentru a adăuga Mirage [ Completed ] la biblioteca dvs. și primiți actualizări
sau
#20کای
Linii directoare referitoare la conținut
S-ar putea să-ți placă și
Little Bunny  de Zabi1212
40 capitole Complet Pentru adulți
( کامل شده ) درد و ترس ، چیزی که جونگکوک هایبرید هیفده ساله از سن خیلی خیلی کم بهش عادت کرده . شاید درد کشیدن دیگه براش ساده شده باشه ؟ البته درد کشیدن برای هیچکس ساده نیست ، وقتی اون صدایی که توی مغزت حرف میزنه ام حالش ازت بهم میخوره دیگه چیزی نمی‌مونه میمونه؟ و اینور هم کیم تهیونگ پسر پولداری که همه فکر میکنند بهترین زندگی رو داره البته معلومه که از شخص دیگه زندگی خیلی بهتری داره ولی خب اونم دلایلی داره که از موقعیتش متنفر باشه . چی میشه اگه تهیونگ اون کسی که میخواد ازش مراقب کنه رو پیدا کنه و کوک ام مکان امنی که لازم داره ؟ __________ ته : هیششش نفس هیونگ برا چی معذرت خواهی می‌کنی فرشته ؟ ببینمت پسر قشنگم کوچولوی من برای چی گریه می‌کنی اخه؟ میدونی چقد دلم برات تنگ شده ؟ همه کس هیونگ زندگیه هیونگ اشک نریز پسر نازم میبینی حالم خوبه ؟ نگاه کن منو کوک سرش رو بالا آورد و با چشمای اشکیش به ته خیره شد که دوباره گریش گرفت و شروع کرد به اشک ریختن و گریه کردن با صدای بلند و ته که انگار دست پاچه شده بود لبخندی زد و دوباره کوک رو بغل کرد ته : هیشش عیب نداره عزیزم گریه کن دل کوچولوت گرفته قربون صدات بشم هیسس عیب نداره ....
𝙮𝙤𝙪𝙧 𝙢𝙖𝙟𝙚𝙨𝙩𝙮 [KookV] de Jasminjhs
22 capitole Complet Pentru adulți
-من خیلی بهتر از سربازهای شما می‌تونم شمشیر به دست بگیرم. -برای همین دفعه آخری که یواشکی از قصر بیرون رفته بودی کنار یه مشت دزد پیدات کردم؟ -به زور که اونجا نبودم! -متوجه‌ای که این حرفت بدتره؟! -من که نمی‌دونستم اون‌ها دزدن. -فقط برو بیرون تهیونگ... آه خواجه چئو بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم تنها هدفش تو زندگی اینه که من رو شکنجه بده. - - ازدواج‌های جونگکوک، پادشاهِ سرزمین جوسئون، تا الان همگی به خاطر حفظ موقعیت و راضی نگه‌داشتن وزرا بوده. اما اوضاع زمانی پیچیده میشه که ازدواج به اجبار امگای سرکش خانواده‌ی کیم، تهیونگ، با جونگکوک هنوز واقعی نشده. البته چطوری قراره واقعی بشه وقتی تنها کاری که تهیونگ انجام میده اینه که اعصاب پادشاه بیچاره رو به بازی بگیره و پیرش کنه؟ با این وجود، تهیونگ تنها کسیه که توی حرمسرا میتونه قانون شکنی کنه و از مجازات‌هاش فرار کنه. • Author: Abby • Couple: KookV • Genre: Historical, Omegaverse, Romance, Comedy, Smut, Mpreg
✴️wake up and save me✴️[کامل شده] de layboom
48 capitole Complet
✴️Wake up and save me✴️ "بیدارشو و نجاتم بده" نویسند : boom✨ ژانر : رومنس، درام، اسمات، انگست، رازآلود، جنائی... کاپل ها : چانبک(اصلی)، کایبک، کایسو، هونهان و کریسبک،... 🔥 خلاصه 🔥 تلاقی دو زندگی متفاوت... از دست دادن عزیزان... تنهایی... جدایی از عشق اول و عاشق یه مرده شدن ؟! بیون بکهیون پسر هفده ساله ی یه خانواده ی معمولی با زور پیرمردی که برای نوه ی از دست رفته اش آرزوهایی داره دزدیده میشه و برای همیشه مسیر زندگیش تغییر میکنه... روز ها و شب ها با اون جسم بی حرکت سر کردن بهش حس مرگ میداد ، اما هیچ وقت تصور نمی‌کرد که با باز شدن اون چشم ها و صدا زده شدن اسمش با اون تُن صدا چنان بلایی سرش بیاد که دنیای تاریکش زیر و رو بشه... "+تو جدی زنده ای ؟! _فکر کنم...تو چی فکر می‌کنی ؟! +نمی‌دونم...فقط میدونم هیچ وقت نبودی ، بودنت عجیبه !! _ولی تو از یه جایی به بعد بودی...من داشتمت...چه با میل خودت چه با زور...تو برای من بودی و همیشه هم میمونی " 💌 #chanbaek #exo
The portraitist [Completed] de sabaajp
77 capitole Complet Pentru adulți
صورتگر ژانر: زندگی اجتماعی، روانشناختی، رمنس، درام، اسمات🔞 کاپلها: چانبک،کایسو ********************************************* خلاصه: یک پسر خوش گذرون، بدنام، بی ادب و بیخیال و یک پسر مهربون، با ادب، منظم و خوش اخلاق بکهیون بیخیال و خوشگذرون به درخواست پدرش از پاریس به کره برمیگرده تا ریاست رستوران خانوادگیشون رو به عهده بگیره. بدنامی های بکهیون باعث نگرانی خواهر و برادرش درمورد اعتبار رستوران میشه و سعی میکنن با اذیت کردن بک مجبورش کنن به پاریس برگرده اما بک حاضر نیست به این راحتیا درمقابل اون دو نفر کوتاه بیاد. برای همین به یه آپارتمان ساده در مرکز شهر نقل مکان میکنه تا از دستشون راحت شه. چی میشه اگه بک با پسر نقاشی همسایه شه که از لحاظ شخصیتی کاملا با خودش متفاوته و نمیتونه با افراد گستاخ کنار بیاد؟ این همسایگی در آخر به کجا ختم میشه؟ *********** 🌸 𝕨𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣'𝕤 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝 :@𝚜𝚊𝚋𝚜𝚊𝚋_𝚒𝚗𝚏𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕🌸
my wolf🐺 de Lilyrobersonmira
7 de capitole În curs de desfăşurare
متوقف شده⭕️ جئون جونگ‌کوک یه سلطان بی‌قید و شرطه، رهبر پک الفا ها که از شهر کوچیکشون مراقبت میکنه.‌ یه آلفای سایه‌دار که با دندون و پنجه حکومت می‌کنه. هر کی جلودارش وایسه، یا باید بمیره یا زانو بزنه. تنها موجودی که جرئت داره به قلمرو خصوصی‌اش وارد بشه، کیم تهیونگِ امگاست؛ یه شاهکار ظریف و معصوم که انگار از یه دنیای دیگه اومده تا با مرهم‌های دستش، هیولای درون جونگ‌کوک رو آروم کنه. این نزدیکی لعنتی، یه آتش زیر خاکستر ایجاد کرده؛ جونگ‌کوک داره به مرز جنون می‌رسه، چون حالا هر تار موی تهیونگ براش از کل پک عزیزتره. 💬 Blurb: اون آلفای قبیله‌ست، سرد، مغرور و همیشه فرمانده. من؟ یه امگای معمولی‌ام، فقط برای درمان و خدمت اینجام. هیچ‌وقت نباید چشم تو چشمش می‌شدم... ولی شدم. هر نگاهش یه تهدید بود، هر لمسش یه اشتباه‌. من عاشقش شدم. Blurb: تو قلمروی گرگ‌ها، آلفا ها با امگایی که سرنوشت براشون انتخاب میکنه جفت میشن نه با امگایی خودشون انتخاب می‌کنن. ... تهیونگ: و-ولی... جونگ‌کوک: "بوی خوشبختیت داره خفه‌ام می‌کنه، کیم. تو فکر می‌کنی این ناله‌ها رو کسی نمی‌شنوه؟ گوش کن، این یه اخطاره: تو مال منی، چه بخوای، چه نخوای، چه اون پیرمرد کثیف بخواد. اگه یه بار دیگه ببینم با اون چشمات به جای دیگه‌ای نگاه می‌کنی، کار
𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓭𝓪𝓷𝓬𝓮(YOONMIN) de ATa079
7 de capitole Complet Pentru adulți
مقدمه: تو را دارم و از هیچ‌چیز غمم نیست. از صفر که هیچ، از منهای بی‌نهایت شروع خواهم کرد و از هیچ‌چیز نمی‌ترسم. من در آستانه‌ی مرگی مأیوس، در آستانه‌ی "عزیمتی نابهنگام" تو را یافتم؛ وقتی تو به من رسیدی من شکست مطلق بودم، من مرده بودم. پس حالا دیگر از چه چیز بترسم؟꧁ آنها باهم ازدواج کردند ولی افسوس سرنوشت با آنها یار نبود....:)꧁ وارد صحنه شد تمام چشم ها روی پسرک زیبا و ظریف سفید پوش قفل بود!...اما پسرک از میان آن جمعیت فقط دو چشم زیبا را میدید که با عشق به اون خیره است مثل تمام اوقاتی که برای او....فقط برای او! دلبری میکرد شروع کرد تن ظریفش را به حرکت در آوردن تا باز هم نگاه گرسنه ی مرد را به خود ببیند ولی درد تمام وجودش را در بر گرفت و سقوط کرد...خون!!!...خون بود و خون! و لحظه ی بعد صدای جیغ و داد برایش محو شد بی رحمیست اگر بگویم شاهکار زیباییست پسرک زیبایی پخش بر کف صحنه ی بزرگ با لباس سفید خونی!این رقص...رقصی خونین بود....! ꧁ 𝐟𝐢𝐜 𝐧𝐚𝐦𝐞: 𝗕𝗹𝗼𝗼𝗱𝘆 𝗱𝗮𝗻𝗰𝗲 𝐠𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝑨𝑵𝑮𝑺𝑻 / 𝐂𝐋𝐀𝐒𝐒𝐈𝐂 / 𝑹𝑶𝑴𝑨𝑵𝑪𝑬 / 𝐇𝐀𝐏𝐏𝐘 𝐄𝐍𝐃 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐘𝐎𝐎𝐍𝐌𝐈𝐍 / 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 / 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐌𝐈𝐍 𝐔𝐩 𝐭𝐢𝐦𝐞: 𝗦𝗮𝘁𝘂𝗿𝗱𝗮𝘆 𝐭𝐡𝐞 𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐁𝐋𝐀𝐂𝐊 𝐖𝐎𝐋𝐅
سرزمین پنهان. والدیورا de lalehArmy
22 capitole Complet Pentru adulți
درست در دل یک جنگل کهن - جایی که هیچ انسانی جرئت نمی‌کند قدم بگذارد - مسیری مخفی پنهان شده. تنها کسانی که سرنوشتشان با جادو گره خورده، قادر به یافتن آن هستند. > جئون جونگ‌کوک، یک جوان معمولی، تنها برای یک سفر کوتاه آمده بود... اما وقتی شب‌هنگام در جنگلی ناشناخته گم شد، مسیرش به جایی کشیده شد که هرگز تصور نمی‌کرد: چاله‌ای اسرارآمیز، و دنیایی دیگر. > بیدار که شد، شهری در برابرش بود با برج‌هایی که در آسمان شناور بودند، خیابان‌هایی از سنگ‌های درخشان، و انسان‌هایی که با وردهای جادویی آتش و باد را کنترل می‌کردند. اما حضور جونگ‌کوک در این دنیا، اتفاقی نبود. > والدیورا، سرزمینی با قوانین باستانی، هرگز نباید انسان بیگانه‌ای در خود می‌دید. حالا جونگ‌کوک باید نه‌تنها برای زنده ماندن، بلکه برای رمزگشایی از سرنوشت عجیبش در این دنیا تلاش کند. > و در میانه‌ی این سفر، با تهیونگ روبه‌رو می‌شود: جادوگری مرموز، زیبا و تنها، که رازی را در دل پنهان کرده... رازی که می‌تواند سرنوشت والدیورا - و شاید حتی جونگ‌کوک - را برای همیشه تغییر دهد. --- ژانر: فانتزی | هیجانی | اسمات کاپل: Taekook / کوکوی 💜🔥
S-ar putea să-ți placă și
Slide 1 of 10
VALDEMAR cover
Little Bunny  cover
گریه‌ی خاموش - minsung   cover
𝙮𝙤𝙪𝙧 𝙢𝙖𝙟𝙚𝙨𝙩𝙮 [KookV] cover
●• LEAVE YOUR DEVIL TO ME •● cover
✴️wake up and save me✴️[کامل شده] cover
The portraitist [Completed] cover
my wolf🐺 cover
𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓭𝓪𝓷𝓬𝓮(YOONMIN) cover
سرزمین پنهان. والدیورا cover

VALDEMAR

72 capitole În curs de desfăşurare

خدا دنبال الهه ای می گشت که نقص هاش رو به شکوفه شکفته تبدیل کنه هیچ خالقی بجز خودش نبود اون یکتا بود پس خودش باید برای خلق الهه اش دست به کار می شد برای پسرک جنون توقف ناپذير بود زیبایی اون رنگ خاص با بوی کمی تیز آهن و مزه شورش اما آدمی محکوم به خودداریه پسرک از قاعده مستثنی نبود اما پسرک ایمان نداشت جونگکوک ایمانی نداشت ولی اون ازش یه معتقد ساخت الهه ای که خدا رو می پرستید کسی چه می دونست خدای واقعا می تونه چی باشه ؟ یک توهم یا یک واقعیت ؟ یک ترس یا یک قدرت؟ خدا می تونست همه این مفهومات باشه؟ شاید هم ترجیح می داد توی آسمونا پنهان بشه اگر انسان فقط عروسک خیمه شب بازی این خالق باشه پس به قطع هرآنچه ایمان و باور می خوانیم چیزی جز مشتی اراجیف نیست ___________________________