We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
i put a baby in you! (sope)

i put a baby in you! (sope)

  • WpView
    Reads 24,722
  • WpVote
    Votes 4,277
  • WpPart
    Parts 38
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sun, Oct 20, 2024
WpInfo
Fanfic
BTS
کاپل: سپ.(یونگی تاپ) تموم شده؟! ژانر: امپرگ، روزمره، کمدی، فلاف، مدیکال(پزشکی) تیکه ای از داستان: +این که تو جای من بیای هوجین، مثل این میمونه که بگی من حامله شدم! درست احتمالش صفره!! خب هوسوک نمیدونست همین الانم اون احتمال صفر که نیست هیچ، صده!!!!!! 🔴🔴داستان کمدیه، پس اگه مشکل دارین با چیزای خنده دار، کلا باز نکنین فیک رو!! 🔴اسمات نداره! مگه پارت جایزه یا درخواست بالای ریدر ها. داستان کامل نوشته شده، پس خوب استقبال کنین، منم تند تند اپ کنم😂🙌 #nj_black افرادی که میخواین داستان رو بخونین و منتظرین تموم بشه باید بگم گول خوردین😂 این داستان از قسمت اصلی رد شده و این پارت ها یه جورایی افتر استوری ان؟ من دلم نمیخواست باز یه تیکه جدا واسه افتر استوری بزنم. پس این بوک قراره باز باشه چون به هرحال زندگی این خانواده است و کلی اتفاق دیگه هنوز پیش روشونه پس اره بوک رو بخونین❤️ ووت و کامنت یادتون نره.
All Rights Reserved
#56
hopegi
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • Wrong number
  • « تاراج » « 약탈 »
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • 💎••SpotLight••💎
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • bunny and bear (Taehkook)

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

More details
WpActionLinkContent Guidelines