Story cover for war is coming  by cyber_town
war is coming
  • WpView
    LECTURES 16
  • WpVote
    Votes 6
  • WpPart
    Chapitres 2
  • WpView
    LECTURES 16
  • WpVote
    Votes 6
  • WpPart
    Chapitres 2
En cours d'écriture, Publié initialement sept. 11, 2022
دنیا انقدر پیشرفت میکنه که بعضی ها از این پیشرفت جا می‌مونن و پول استفاده از  تکنولوژی‌های فوق پیشرفته رو ندارن پس به دو قسمت تقسیم میشن
یکی ارمان‌شهر که بهش شهر برتر هم گفته میشه و یکی شهر زیرین که بهش شهر دور ریز یا پسماند هم گفته میشه، حالا این دو شهر بالا و پایین همدیگه قرار دارن... درست مثل اسمشون
خلاصه ماجرا اینه که اول این دو شهر یکی بودن و مردم شهر زیرین قشر کارگر حساب می‌شدن که برای قشر برتر کار می‌کردن تا ارمان شهر رو بسازن اما بعد از چند وقت ربات‌ها جاشون رو پر کردن پس او‌ن‌ها دور ریز حساب شدن و صرفا غذا و اکسیژن اضافی مصرف می‌کردن؛ پس تبدیل به دو شهر شدن 
دو شهر با هم ارتباطی ندارن و فقط یه سازه شبیه به اسانسور منحنی این دو دنیا رو بهم وصل می‌کنه البته که این رفت و امد فقط یک طرفست و توسط افراد قشر برتر انجام میشه تا ربات های نگهبان رو تعمیر کنند؛ تا شهر زیرین به فکرش نزنه یاغی‌گری و شورش کنه
 در صورتی که از شهر زیرین کسی بخواد از اسانسور بالا بره ( چون منحنی و خیلی عظیم ساخته شده پس این امکان هست که روش راه برید) چرخ دنده‌هایی روی اسانسور هست که در صورت شناخت و تشخیص غریبه اون رو تیکه تیکه می‌کنن
Tous Droits Réservés
Inscrivez-vous pour ajouter war is coming à votre bibliothèque et recevoir les mises à jour
ou
#806fantasy
Directives de Contenu
Vous aimerez aussi
Łuŋa fºresŧ, écrit par SarahMp8
15 chapitres En cours d'écriture
کابوس های تکراری، جنگل مه گرفته و صدای گرگی که از دور صداش می‌زد. جونگکوک نمی‌فهمید چرا، ولی هر بار که بیدار می‌شد، احساس تعلق داشت . به اون جنگل اون گرگ.. یه روز تصمیم گرفت به اون جنگل بره. با نقشه و مسیرهایی که از یه انجمن طبیعت‌گردی پیدا کرده بود، جایی که محلی‌ها می‌گفتن "گرگ‌ها هنوز اونجا حکومت می‌کنن." وقتی که پشیمون شده بود از اومدنش،تصمیم گرفت روی یه تکه سنگ بشینه تا نفسی بگیره، و همون موقع صدایی از لابه‌لای درخت‌ها شنید. صدایی آروم، سنگین، منظم. چشمش که افتاد به گرگی سیاه با چشم‌های طلایی، نفَسش بند اومد. نه به‌خاطر ترس، به‌خاطر همون حس آشنایی لعنتی که مدت‌ها تو خواب‌هاش میدید. «تو... منو می‌شناسی؟» گرگ عقب نرفت. فقط سرش رو کمی کج کرد. همون‌جا، وسط مه و سکوت، یه چیزی بینشون شروع شد . و اون لحظه، جونگکوک هنوز نمیدونست با دنبال‌کردن اون چشم‌ها، وارد دنیایی شد که دیگه راه برگشتی نداشت. NAME: luna forest CAPLE:VKOOK GANER:omegavers.ampreg.smut.drama.comedy
Vous aimerez aussi
Slide 1 of 10
mojito 𓏲 KV ✔️ cover
𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞𝐝 | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 cover
Koko and Meow |au| cover
شَب خُمار🍷(BDSM) cover
my bunny🐰 cover
My special omega cover
dark boundaries|دارک بوندریز  cover
Lutan | Vkook cover
Łuŋa fºresŧ cover
Lutan | Kookmin  cover

mojito 𓏲 KV ✔️

28 chapitres Terminé

✦ تــمام شـده ✦ مـــوهیـتو! تی. کیم، نویسنده‌ی معروف داستان‌های کلیشه‌ای نوجوانان بود. پس از اتفاقی، یکی از کتاب‌هاش ازش عصبانی می‌شه و اون رو به داخل خودش تبعید می‌کنه و نویسنده به مدتی نامعلوم داخل کلیشه‌ای ترین کتاب خودش، موهیتو، گیر می‌کنه. ──────⊹⊱✫⊰⊹────── ژانر:کمدی، ایو، فانتزی، امگاورس. کاپل:کوکوی.