No umbrella in the rain [woosan]

No umbrella in the rain [woosan]

  • WpView
    Reads 159
  • WpVote
    Votes 30
  • WpPart
    Parts 2
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sun, Sep 11, 2022
"وویونگ... میدونستی که خیلی زیبایی؟" به صورت خجالت زدش نگاه کردم، درحالی که انگشت شستمو نوازش وارانه روی گردنش میکشیدم پیشونی هامون رو به هم تکیه دادم. با شنیدن صدای مهیبی ازش جدا شدم و مردمک چشمام از حس ناگهانی درد شدیدی تو کمرم گشاد شد. پهلوم تیر میکشید و چشمام واضح نمیدید. وویونگ... جونگهو... کجایین؟... تو ذهنم مدام اسمشون رو تکرار میکردم ولی نمیتونستم به زبون بیارم و فقط صدای ناله ی دردمندی از بین لبام خارج میشد. صدای جیغ و داد دردناک بقیه رو میشنیدم اما کاری از دستم بر نمیومد و نمیتونستم تکون بخورم. "قطار از ریل خارج شده!" دختر با گریه جیغ زد
All Rights Reserved
#166
bl
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • WAR AND PEACE
  • Meine Rose
  • Red Ruby
  •  شیفته ی تو
  • Sharon Melody
  •  Exile To Freedom
  • slave of revenge (به بردگی انتقام)
  • My Angel Of Death
  • Red Japanese lily

شاید قرار نبود این داستان به خوبی و خوشی تموم شه. یا شایدم هنوز تموم نشده بود... _______________________________________________ نامجون به خاطر دفاع از کشورش، میره به جنگ. اما این به نفعشه؟ به نفع جونگکوک چی؟ یا تهیونگ و جیمین و هوسوک؟ تنها چیزی که واضح بود، نابودی ای بود که به همراه جنگ، از راه می رسید. کاپل اصلی : نامجین کاپل های فرعی : هوپمین ، تهکوک وضعیت آپ : پایان یافته شروع : [ 2022.01.02 ] پایان : [ 2022.04.12 ] 1 in #kim_seokjin

More details
WpActionLinkContent Guidelines