Troy
  • WpView
    Reads 13,052
  • WpVote
    Votes 1,981
  • WpPart
    Parts 45
WpMetadataReadMatureComplete Tue, Apr 18, 20236h 13m
WpInfo
Fanfic
BTS
با تخسی پوزخندی زد -میترسی بکشمت نه؟ جلوش نشست و شمرده شمرده توی صورتش گفت -هیچکس...نمیتونه...منو...بکشه! -من میکشم!! -تو؟! میخوای منو به خنده بندازی؟ -وقتی یه شاهزاده حرفی میزنه پای حرفش میمونه ***** -با..باید بکشمت..اگ...اگ بکشمت خیلی از آدما..کشته نمیشن -منو بکش تهیونگ...زودباش! کاپل: MinV(جیمین تاپ)
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Dilf next door«kookv»
  • 𝘼 𝙎𝙞𝙡𝙚𝙣𝙩 𝙇𝙤𝙤𝙠 // 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘮𝘪𝘯
  • My Favorite Commander(KooKV)
  • 𝙂𝙧𝙚𝙚𝙙𝙮
  •  ࡅ߭ࡅ࡙ࡐ‌ࡅ࡙ࡐ‌ܝ‌ܭ | 𝐍𝐞𝐰 𝐘𝐨𝐫𝐤 🗽
  • Believe me [باورم کن]
  • ❥︎𝐔𝐧𝐮𝐬𝐮𝐚𝐥 𝐖𝐢𝐬𝐡 ᵛᵏᵒᵒᵏ
  • VK || كَاثولِيكي
  • Paranoia
  • The teacher has a Gangster!

مولتی شات ترجمه‌ای کوکوی (تکمیل شده) تهیونگ از سر و صدای همسایه هاش خسته شده. اما هیچوقت فکرش نمی‌کرد اون همسایه‌های اذیت کننده دوقلوهای جئون باشن به همراه پدر هات و جذابشون. خب به‌نظر می‌رسید اون بدجوری گیر افتاده... ژانر: امگاورس، فلاف، رمنس، اسمات کاپل: کوکوی تعداد چپتر: 5

More details
WpActionLinkContent Guidelines