Beside me / minsung

Beside me / minsung

  • WpView
    Reads 90
  • WpVote
    Votes 23
  • WpPart
    Parts 1
WpMetadataReadComplete Thu, Oct 6, 2022
اولین باری که دیدمت، اواخر آگوست بود مینهوی عزیزم.سنت امیلیون، هتل باریل. توی لابی هتل رموز شهودی شطرنجِ پاره پوره و قدیمیت رو ورق میزدی. پاکت کَمِل و کبریتت کنارت بود. لابی شلوغ بود، مجبور بودم کنارت بشینم. دست و پاشکسته به فرانسوی ازت پرسیدم میتونم کنارت بشینم یا نه. انگار که سرت شلوغ بود فقط به معنای تایید سری تکون دادی. من هیچ وقت به آدما نگاه نمیکنم مینهوی عزیزم. اما با این که اونقدر نزدیکت بودم نتونستم دست از نگاه کردنت بردارم. انگشت های کشیدت که به ارومی کتاب رو ورق میزد، پاهای خوش فرمت که ضربدری روی هم گذاشته بودی. چشمای عسلیت، لب هات که از روی تمرکز غنچه شده بود و کل اجزای صورتت که به بهترین شکل به یادشون دارم کنارهم باعث میشد لحظه به لحظه دست کشیدن از نگاه کردنت برام سخت تر بشه.
All Rights Reserved
#101
مینسونگ
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°
  • Hex City[هِکس سیتی]
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • Sweet Disasters
  • Lovelorn
  • 𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ
  • 𝖪𝗂𝗌𝗌 𝖳𝗁𝖾 𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈 𖦹 𝖪𝖵
  • The Scales of Balance[دو سوی ترازو]
  • EGO
  • The fucking pretty boy | vk

سون سام 🌌 در دنیایی که امگاها در مراکز تاریک و بی‌رحم خرید و فروش می‌شوند، چهار آلفای قدرتمند به رهبری کیم نامجون، مدیرعامل سامسونگ، وارد مرکزی مخوف می‌شوند تا امگایی برای پک خود انتخاب کنند. اما چیزی که در انتظارشان است، فراتر از یک معامله ساده است. یونگی، امگایی سرکش و وفادار، با روحی ناآرام و قلبی پر از نگرانی برای برادران غیرخونی‌اش، توجه نامجون را جلب می‌کند. در میان راهروهای سیاه و بوی مرگ، یونگی نه تنها برای آزادی خودش، بلکه برای نجات جین و تهیونگ، دو امگای دیگر که در چنگال ظلم این مرکز گرفتارند، می‌جنگد.

More details
WpActionLinkContent Guidelines