Senior and my father | V Kook

Senior and my father | V Kook

  • WpView
    Reads 424
  • WpVote
    Votes 55
  • WpPart
    Parts 5
WpMetadataReadComplete Mon, Nov 14, 2022
چترش رو بست و تند در چوبی رو هل داد تا هرچه سریع تر از بارش بی امون آسمون جون سالم به در ببره در همین حین مثل همیشه پیرمردِ پشت میزهای چوبی با به صدا دراومدن زنگوله بالای در با لبخند به تماشای پسر ایستاده بود، تا باز هم مثل روزهای دیگه در برابر پر حرفی های پسر قرار بگیره و با آرامش بهش گوش بده . . . خاطرات دوست داشتنی بی پایان . رز قرمز ، سنگ سفید . پیرمرد و پسرک . قاب عکس خالی . . . خوب این یه داستان کوتاه و درام درباره رابطه عاشقانه و احساسی ویکوک هستش امیدوارم لذت ببرید ازش و قلم من اذیتتون نکنه پایان یافته^^
All Rights Reserved
#19
غمگین
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • My Angel
  • one of me is cute! (kookmin) "ترجمه"
  • Top Omega
  • Lezbian(oneshot Storys)
  • Stray Kids [One Shots]
  • My pink snowflake
  • Yes Master! [Kookv_yoonmin]
  • Daddy or baby ?
  • GodFather
  •  🔞من همخوابه ی هیونگام شدم!  🔞 I slept with my brothers! 🔞
My Angel

پایان یافته. چی‌میشه اگه یونگی و جیمین با سه تا بچه در آستانه طلاق باشن و یه روز یونگی به خودش بگه کاش به عقب برگردم و... بوم! یونگی ۱۸ ساله حالا باید همکلاسی دوقلوهاش بشه و زندگیش رو از زاویه دیگه‌ای نگاه کنه... تهش قراره چی بشه؟ جیمین از خر شیطون پایین میاد و از فکر طلاق درمیاد یا نه یونگی باید دوباره خودشو به همسرش ثابت کنه؟! دوستان فیک اقتباسی از سریال دوباره ۱۸سالگی (ساخت کره) هستش. کاپل: یونمین ساید کاپل: نامجین + تهکوک

More details
WpActionLinkContent Guidelines