Senior and my father | V Kook

Senior and my father | V Kook

  • WpView
    Dibaca 446
  • WpVote
    Vote 56
  • WpPart
    Bab 5
WpMetadataReadLengkap Sen, Nov 14, 2022
WpInfo
Non-fiksi
چترش رو بست و تند در چوبی رو هل داد تا هرچه سریع تر از بارش بی امون آسمون جون سالم به در ببره در همین حین مثل همیشه پیرمردِ پشت میزهای چوبی با به صدا دراومدن زنگوله بالای در با لبخند به تماشای پسر ایستاده بود، تا باز هم مثل روزهای دیگه در برابر پر حرفی های پسر قرار بگیره و با آرامش بهش گوش بده . . . خاطرات دوست داشتنی بی پایان . رز قرمز ، سنگ سفید . پیرمرد و پسرک . قاب عکس خالی . . . خوب این یه داستان کوتاه و درام درباره رابطه عاشقانه و احساسی ویکوک هستش امیدوارم لذت ببرید ازش و قلم من اذیتتون نکنه پایان یافته^^
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
#32
کوک
WpChevronRight
Bergabunglah dengan komunitas bercerita terbesarDapatkan rekomendasi cerita yang dipersonalisasi, simpan cerita favoritmu ke perpustakaan, dan berikan komentar serta vote untuk membangun komunitasmu.
Illustration

anda mungkin juga menyukai

  • MONGOLIA BUTTERFLY (kookv)
  • loving you (persian translation)
  • GodFather
  • Daddy or baby ?
  • Threesome + 1 ~ Vkook , Yunmin
  • Lezbian(oneshot Storys)
  • Yes Master! [Kookv_yoonmin]
  • one of me is cute! (kookmin) "ترجمه"
  • Top Omega
  • BTS Fun

نام: پروانه مغولی 💫 به آرامی پانسمان وحشی را لمس کرد، کم کم سرش را جلو برد و با احتیاط بوسه ای به زخم وحشی زد جونگکوک: امروز به یک گله آهو برخورد کردم، به سمت یکی شون تیر نشونه رفتم تهیونگ: اما همراه سر تورال آهویی نیاوردی وحشی وحشی سرش را به سمت پروانه چرخاند و درون چشمان آهو مانندش خیره شد، چشمانی که دنیایی درون خود داشتند جونگکوک: همراه سر تورال آهو هم میاوردم اگر چشمان آهو منو یاد چشمان تو نمی انداخت پروانه چشمان پروانه لرزید و دنیای لرزانش دل وحشی را به لرزه انداخت، Couple: kookv genre: history_ smut _actione

Detail lengkap
WpActionLinkPanduan Muatan