Story cover for ladybug by DEVILExol
ladybug
  • WpView
    Прочтений 32
  • WpVote
    Голосов 5
  • WpPart
    Частей 1
  • WpView
    Прочтений 32
  • WpVote
    Голосов 5
  • WpPart
    Частей 1
В процессе, впервые опубликовано нояб. 23, 2022
لیدی باگ لقب پسر نابغه ، چوی بومگیو هستش، پسری که به آنالیز قوی و تکنیک های محشر معروفه، ولی چی میشه اگه همین باهوش بودنش برای دشمن تراشی کنه؟

- سان
Все права сохранены

1 часть

Подпишись, чтобы добавить ladybug в свою библиотеку и получать обновления
или
#9بومگیو
Требования к контенту
Вам также может понравиться
*jinn* от selenagomez_fans
47 Части Завершенная история
سايه ها........ اونا ميتونن خيلي راحت دنيارو ازبين ببرن..... اما به شرطي که دستشون به قدرت نرسه..... قدرتي که تو جام وجود داره ميتونه ميليارد ها سايه رو قدرتمند کنه و اگه حتي فقط يکي از اونا اون قدرتو بدست بياره کسي نميتونه دربرابرش قرار بگيره...... جامو پيش خودت نگهش دار از همه بيشتر بهش توجه کنو مراقبش باش...... اون سايه ها به زودي سراغت ميان.......... _قرار نيست بزارم اونا دستشون به اين جام بخوره.... قول ميدم از جونم بيشتر ازش مراقبت کنم......... ادامه در خود داستان.......... سلام اين دومين داستانيه که مينويسمو به دست خودم نوشته شده از جايي تقلب نکردمش ،من هرچي که تو مغزم ميگذره و فکر ميکنمو اينجا مينويسم و بايد بگم که اگه من اسم لري رو تگ کردم درسته که تگش کردم اما از قسمتاي بيست به بعد واندي ميانو بعضي از قسمت ها شامل صحنه هاي لري هست اما صحنه هاش فقط در حد بوسه است نه بيشتر ،من فکر کردم ديدم اگه گروه 5sos رو هم بياريم تو اين داستان خوب ميشه پس من فکر کردم اونا هم بعد گذشته کمي از زمان وارد داستان کنم بايد بگم اين داستان هم لري داره هم واندي و هم پنج ثانيه از تابستون .
monster under the bed  от PariyaH27
2 Части Завершенная история
👥: Yoonmin 👹: horror _________________________________________ صاف رو زمین‌ فرود اومد‌ و جلوش زانو‌ زد ، پنج‌ انگشتش‌ رو آورد بالا و با هر قانون‌ یکی رو پایین‌ می آورد: می ریم‌ تو اتاق ایینه‌ ، چشمات‌ رو می بندی و سه بار دور خودت می چرخی ، ده ثانیه وقت داری فرار کنی جیمین انگار هنوز بخودش‌ نیومده بود و تو هپروت سیر می کرد , اون‌ فقط نه سالش بود ، چرا باید گیر هیولای زیر تختش‌ می افتاد؟ با شنیدن‌ کلمات‌ بعدی یونگی‌ تمام اعضای بدنش‌ گوش شدن‌ و مشغول‌ به شنیدن ، اون بچه‌ زرنگی‌ بود ‌. : اگه بتونی‌ تا فردا گیر من نیوفتی‌ می زارم‌ بری همین کافی بود تا جیمین کمی‌ از درخشندگی‌ صورت‌ رو به دست بیاره‌ اما با ادامه‌ جمله مرد ، نابودی رو با بند بند وجودش حس کرد . مرد لبخند خبیثی‌ زد و دستش‌ رو روی شونه‌ جیمین گذاشت‌ : اما‌ اگه گیرت بیارم‌..... _________________________________________ ❌لطفا کسانی که فوبیا‌ دارن مثل : ترس از تاریکی ، مکان های تنگ ، حشرات‌ ، خون.....، و روحیات لطیفی شون تحمل‌ اینجور داستان ها رو نداره لطفا نخونن‌❌🔞
Вам также может понравиться
Slide 1 of 10
What I see...(first book,secrets) cover
𝗉𝖺𝗌𝗌𝗂𝗈𝗇 cover
*jinn* cover
Thirteen, S1 cover
 تۆ لەناو دڵمدایت (کۆتای هاتووە) cover
my life                                                              زندگی من cover
monster under the bed  cover
Invisible [Vkook] Season1 cover
Brat bunny kills cover
🔮THE SPELL🔮 cover

What I see...(first book,secrets)

38 Части В процессе

فن فيكشن:What I see شخصيت اصلى:هرى استايلز عاشقانه/ترسناك