Revenge or interest?

Revenge or interest?

  • WpView
    LECTURAS 3,107
  • WpVote
    Votos 225
  • WpPart
    Partes 4
WpMetadataReadContinúa
WpMetadataNoticeÚltima publicación lun, sep 16, 2024
Revenge or interest ازدواج تنها راه صلح اون دو خانواده بود . امگایی که بخاطر گذشته ی پدرش مجبور به ازدواج با الفایی که عاشقش نبود و رسوایی که حقش نبود شد . همه چیز اینجا تموم نشد وقتی که همه فکر میکردن با ازدواج گذشته فراموش میشه! درحالی که گذشته هر روز براشون تکرار میشده و امگای رسوا بیشتر قربانی این ازدواج می‌شد . ******************************* _ زندگی من ، امگای من ، همه چیز من به خودم ربط داره صد بار گفتم بازم میگم پسر جئون الان امگای منه اونجور که باید تقاص گناه پدرشو داد بقیش دیگه به هیچکس ربط نداره _ بهت گفته بودم فکر دور زدنمو از سرت بنداز بيرون فکر کردم تو این زندگی سگی موندگارت کردم ، اما انگار تا بچه نیاریم هوس رفتن از سرت نمیوفته _ من هیولا نیستم جونگکوک ، از من نترس هرکاری کرد‌م مقصرش شما بودید چه اون روز توی قبرستون چه امروز تو این اتاق ... + داداشت ابروی منو برد اذیتم کرد ، چندین و چندبار کارم به دکتر کشید + اما روی تخت عقایدش فرق می‌کرد دستاش بی رحم می‌شد اون ... اون دیوونست تعادل نداره خیلی از کاراش منو میترسونه ،‌ هنوزم ازش میترسم ! restore to vkook couple ✨️ couples: yoonmin and anothers Jener: omegaverse , moreg , dark romance ‌
Todos los derechos reservados
#338
vkook
WpChevronRight
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • 💎••SpotLight••💎
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • Wrong number
  • bunny and bear (Taehkook)
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • « تاراج » « 약탈 »

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido