یه جایی....زیر درخت بلوط....
همون جایی که باد برای نوازش موهایشان آمده بود و برگ ها سایه بان بودند....
کف دستانش خیس شده بود و پاهایش جانی نداشت....
و او
به زیبایی نشسته بود و بیشتر به گیتارش نگاه میکرد...
_من میتونم داستان اهنگارو ببینم....نمیدونم...یه چیزی که....اسمش برام قفله
نگاهش میکرد....با تعجب....با بیخیالی...با به من چه....با شوق و برق....:)))
+تو واقعا با احساس مینویسی...سر کلاس گوش میکردم...ولی ...چه کاری از من ساختس؟
تمام شجاعت احمقانه اش را جمع کرد تا بگوید...
فرو ریخت و در ثانیه پشیمان شد ولی دیر بود....
_میخوام تو برای من بنوازی....و من هم براش بنویسم...:)))
پسری که خوشحالانه
در حال رقص و دلبری روی کاپوت ماشینی..
که صاحبش کیم تهیونگه...
+میخوای...چیکار کنی؟
_میخوام تورو مال خودم بکنم تا دیگه چشم هیچکدوم از هرزه های بیرون روت نیوفته.
+الان اینجا چه کارم؟
_تو قراره برام برقصی و من از بدنت لذت ببرم
_اینکارو نکن.
+چیکار
_با چشمای خمارت نگاهم نکن وقتی داری با بدن رقصانت قلبمو به بازی میدی نمیدونم حواسم به چشمات باشه یا به تنی که مثل یه مروارید روبه روم به رقص در آمده.
ژانر:جنایی-مافیایی-رقاص-بردهای..
کاپل:ویکوک کوکوی در دو ورژن در عمین اکانت .-سکرت
آیدی اینستاگرامم(vxjkk__
آیدی تلگرامم(Vxjkkk
چنل تلگرامم(paraphila@