alexithymia :))

alexithymia :))

  • WpView
    Reads 328
  • WpVote
    Votes 23
  • WpPart
    Parts 11
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Wed, May 17, 2023
یه جایی....زیر درخت بلوط.... همون جایی که باد برای نوازش موهایشان آمده بود و برگ ها سایه بان بودند.... کف دستانش خیس شده بود و پاهایش جانی نداشت.... و او به زیبایی نشسته بود و بیشتر به گیتارش نگاه میکرد... _من میتونم داستان اهنگارو ببینم....نمیدونم...یه چیزی که....اسمش برام قفله نگاهش می‌کرد....با تعجب....با بیخیالی...با به من چه....با شوق و برق....:))) +تو واقعا با احساس مینویسی...سر کلاس گوش میکردم...ولی ...چه کاری از من ساختس؟ تمام شجاعت احمقانه اش را جمع کرد تا بگوید... فرو ریخت و در ثانیه پشیمان شد ولی دیر بود.... _میخوام تو برای من بنوازی....و من هم براش بنویسم...:)))
All Rights Reserved
#96
harrystyles
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Kuro's
  • WE MISS 1D 2
  • smut guide
  • °• 𝒀𝒐𝒖 𝒂𝒓𝒆 𝒂 𝒏𝒖𝒕 •°
  • MAFIA GIRL
  • 30 Days Challenges
  • best LARRY stories
  • Suicide Notes
  • The Notebook
Kuro's

موزه‌ی معرفی و خلاصه‌ی آثار گربه‌ی سیاهی که جای پنجه، انگشت داشت.

More details
WpActionLinkContent Guidelines