دزدیدن یه پسر بچه اصولا نباید اینقدر سخت باشه، اما وقتی بعد از کلی کش مکش تونستیم پسره رو سوار هواپیما کنیم، خودمم از این موفقیت متعجب شدم! وقتی سه تا قانون رو توی حموم بهش دیکته کردم نزدیک بود منو با خشم توی چشماش آتیش بزنه، اما خب جون سالم به در بردم... هنوزم باورم نمیشه نمره ۷.۵ بهم داد تازه اونم با ارفاق!... اما این اولین باری بود که غم رو توی چشماشو میدیدم... شنیدن اون خبر و خاموش شدن خورشید توی چشماش با فاصله صدم ثانیه اتفاق افتادن اون حتی وقتی بهش گفتم قراره توسط بیماریش بمیره یه ذره هم اخم نکرد، اما الان سه روزه که داره گریه میکنه... خب خب بیائید ببینیم سرنوشت آقای دزد و پورش چطوری بهم گره میخوره ... :) روزهای آپ: پنجشنبه کاپل: کین پورش ( مایل آپو) ژانر : طنز ، مافیایی، اسمات ، انگست.All Rights Reserved
1 part