Story cover for Magic Hunter  by YasRf6
Magic Hunter
  • WpView
    Reads 54
  • WpVote
    Votes 6
  • WpPart
    Parts 1
  • WpView
    Reads 54
  • WpVote
    Votes 6
  • WpPart
    Parts 1
Ongoing, First published Jan 22, 2023
آنگاه که زمین و آسمان درهم کوبیده می‌شود پایان دنیا آغار میشود..
پایانی که تمامی انسانها .. شکارچیان سايه . وارلاک و دنیای زیرین رو به چالش میکشه و در هم میکوبه..
اینبار شیطانی برتر از لیلیث ظهور کرده .. شیطانی که لیلیث و اسمدئوس رو به زانو خود در آورد و زمین را در چنگال های خود زندانی کرد..
قتل عام آغاز شد و این بود پایان دنیا و انسانهایی که ذره ذره رو به انقراض بودند...
مگنس بین وارلاک اعظم بروکلین حالا باید در کنار آلِک لایتوود تنها بازمانده شکارچیان سايه برای زنده ماندن تلاش کند و با اتفاقات پیش رویشان مقابله کنند..
All Rights Reserved
Sign up to add Magic Hunter to your library and receive updates
or
#3malec
Content Guidelines
You may also like
Smell Of Death | بـــوے  ̶ م̶ر̶گ̶ــــ by w_crow
28 parts Ongoing
🚨‼️🔞دارای صحنە های باز و خشن - BDSM 🔞‼️🚨 ژانر ~ رازآلود ، روانشناسی با چاشنی درام ، مافیایی 🚨سد انده! و بوک مریضیه هشدارو جدی بگیرین👨🏻‍🦯 کاپل ها ~ چانجین ، مینسونگ کاپل های فرعی ~ چانمین ، هیونلیکس ـــ بوق ممتد توی سرش اجازە نمیداد صدای آژیرا و پلیسی کە میخواست از صحنه دورش کنە رو بشنوە. دهنش باز مونده بود و پشت سر هم پلک‌ میزد تا اشکایی که جلوی دیدشو گرفته بودن رو پس بزنه. یا شایدم انتظار داشت با پلک زدن صحنهٔ جلو روش عوض بشه و یه بار دیگه لبخند پسر رو موقع دیدن خودش ببینه. وقتی دوتا از پلیسا بازوشو گرفتن کلمۀ 'نە' رو داد کشید ؛ بدون اینکه ثانیه‌ای از پسرش چشم برداره دستای اون دو مرد رو پس زد ، اسمشو داد زد و منتظر جواب موند. ولی سکوت جنازە کرکنندەتر از اونی بود کە بتونە صدای دیگەای بشنوە. آروم رو زانوهاش افتاد ، سرشو سمت شونۀ راستش کج کرد و بە روبەروش زل زد. با دقت خیرە شد... برای چند دقیقە جز خودشو پسری کە بە دیوار آویزون بود چیزی ندید. ینی پسرش درد کشیدە بود؟ لمس دستی که رو شونش نشست ، انگار تلنگری برای جلوگیری از باور حقیقت بود...با سرعت سرشو برگردوند و رو به پلیسی که بالا سرش بود لب زد: "نمردە ، اون خوابیدە..."
Silence & shadow/سکوت و سایه by writerokiko
22 parts Ongoing
درحال آپ📌 -اوه... اون خیلی زیباست! چطور تونستم اذیتش کنم؟ -حرومزاده لعنتی! یه تار مو از پسرم کم شه خودت و سیاستتو به آتیش میکشم! -عجیبه... پسر منه و تو پسرم صداش میکنی؟ -وقتی تو براش پدری نکردی لازمه که کسی دیگه پدرش باشه! -چرا ابرک صدام میزنی؟ -چون با دیدنت یاد بارون می افتم... *** سئول زیر سایهٔ سیاستمدارهای فاسد و قدرت‌های پشت‌پرده خفه شده؛ و در دل همین آشوب، جونگ‌کوک و شش نفر از نزدیک‌ترین همراهانش تبدیل به کابوس شبانه‌ی دنیا میشن. گروهی که با برنامه‌ریزی دقیق و بی‌رحمانه، یکی‌یکی مهره‌های اصلی فساد رو حذف می‌کنن و پلیس فقط ردّی از مرگ پشت سرشون پیدا می‌کنه. پسر هفده‌ساله‌ای به اسم کیم تهیونگ که هیچوقت توی زندگیش حرف نزده. پسر بچه ای که هیچ نقشی تو فساد شهر نداشته؛ فقط اشتباهش توی دنیا این بوده که به خانواده‌ای وصل بوده که قدرت دستشونه و به دست شکارچیان مرگ دزدیده می‌شه. جونگ‌کوکی که همیشه یخ‌زده، محاسبه‌گر و بدون ترحم کار کرده، وقتی با سکوت سنگین تهیونگ و نگاه‌های درهم‌شکستۀ اون روبه‌رو می‌شه، چیزی تو وجودش از ریتم می‌افته. کی فکرش رو می‌کرد جونگکوک دلیل حرف زدن اون پسربچه لال باشه؟ 𝑵𝒂𝒎𝒆: silence & shadow 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: angst, Smut, kink, BDSM, age gap 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: kookv 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: okiko
Exciting Life by jmjkrahaa
43 parts Complete
زندگی هیجان انگیز: ته ته : تو بگو جونگکوک از کجا شروع شد جیمین کی مال تو شد کوک: اوه جیمین کی مال من خب شاید از اون موقعی اون قیافه خواستینش رو دیده بودم ته ته:چرا مال خودت نکردیش همون موقع کوک:چون دوست نداشتم وارد زندگی پر خطر من شه ته ته: چرا کوک: چون تو سنی بود که باید از جونیش لذت میبرد ته ته: خب همینم الانم ک تو سنی هست ک حتما دلش میخاد کار های زیادی رو تنهایی تجربه کنه پیشمون نیستی ک چرا دیر باهاش وارد رابطه شدی کوک: من..خب. نمیخواستم یکی دیگه ام مثل من از بچگی وارد زندگی ک نمیخاد بشه ته ته: هوم درک میکنم جونگکوکا.. کوک: با اینکه با سختیای زیاد تونستم دوریشو تحمل کنم اما اون موقع نتونستم تو میفهمی مگه نه حالا حس بی انتهایی که نسبت بهش دارم و درک می‌کنی ته ته: هوم جیم: ‏من تاریـک ترین قسمتای روحتو دیدم و به جای رفتن بوسیـدمشون جـونگکوک جیم:میشه انقدر کیوت نباشی کوکی کوک: من فقط برا جوجه ام کیوتم جیم: نمیتونم تمرکز کنم خب کوک: منم‌ همینو میخام بیبی ☆سلام من برای اولین بار شروع کردم به نوشتن فیکشن اولین تجربم از نویسندگی هست دوستان کاپل اصلی : کوکمین، نامجین کاپل فرعی : سپ ، تهیو امیدوارم خوشتون بیاد ☆ ژانر: مافیا، درام، اسمات، هیجان انگیز ، و هپی آخرای داستانه
You may also like
Slide 1 of 10
Smell Of Death | بـــوے  ̶ م̶ر̶گ̶ــــ cover
🔞God father 🔞👑 cover
Silence & shadow/سکوت و سایه cover
در بند تاج و گلوله  cover
Exciting Life cover
The Hidden Scars of a King cover
ꫝꪖ𝕥𝕣ꫀᦔ🥀 cover
my kitten cover
Desire Novel cover
بیبی من! cover

Smell Of Death | بـــوے ̶ م̶ر̶گ̶ــــ

28 parts Ongoing

🚨‼️🔞دارای صحنە های باز و خشن - BDSM 🔞‼️🚨 ژانر ~ رازآلود ، روانشناسی با چاشنی درام ، مافیایی 🚨سد انده! و بوک مریضیه هشدارو جدی بگیرین👨🏻‍🦯 کاپل ها ~ چانجین ، مینسونگ کاپل های فرعی ~ چانمین ، هیونلیکس ـــ بوق ممتد توی سرش اجازە نمیداد صدای آژیرا و پلیسی کە میخواست از صحنه دورش کنە رو بشنوە. دهنش باز مونده بود و پشت سر هم پلک‌ میزد تا اشکایی که جلوی دیدشو گرفته بودن رو پس بزنه. یا شایدم انتظار داشت با پلک زدن صحنهٔ جلو روش عوض بشه و یه بار دیگه لبخند پسر رو موقع دیدن خودش ببینه. وقتی دوتا از پلیسا بازوشو گرفتن کلمۀ 'نە' رو داد کشید ؛ بدون اینکه ثانیه‌ای از پسرش چشم برداره دستای اون دو مرد رو پس زد ، اسمشو داد زد و منتظر جواب موند. ولی سکوت جنازە کرکنندەتر از اونی بود کە بتونە صدای دیگەای بشنوە. آروم رو زانوهاش افتاد ، سرشو سمت شونۀ راستش کج کرد و بە روبەروش زل زد. با دقت خیرە شد... برای چند دقیقە جز خودشو پسری کە بە دیوار آویزون بود چیزی ندید. ینی پسرش درد کشیدە بود؟ لمس دستی که رو شونش نشست ، انگار تلنگری برای جلوگیری از باور حقیقت بود...با سرعت سرشو برگردوند و رو به پلیسی که بالا سرش بود لب زد: "نمردە ، اون خوابیدە..."