Dead King

Dead King

  • WpView
    Reads 25,177
  • WpVote
    Votes 3,871
  • WpPart
    Parts 40
WpMetadataReadOngoing21h 49m
WpMetadataNoticeLast published Tue, Feb 18, 2025
👑 پادشاه مرده 👑 ✯نویسنده : سرندیپیتی ✯ژانر: رازآلود، امگاورس، سلطنتی، اسمات، عاشقانه، درام ✯کاپل: کوکمین ✯اپ: یک بار در هفته خلاصه‌ی داستان: جنگیدن در راهی مشترک اما برای اهدافی متفاوت... تعریف درستی از دلیل هم‌مسیر شدن جئون جونگکوک، پادشاه جوان جمهوری کره، کشوری که سال‌ها قبل حکومت خاندان سلطنتی رو مشروطه اعلام کرده و رهبر امگاهای از شهر گریخته، یعنی پارک جیمین. تقلا و تلاش جیمین جز برای رسیدن به آزادی و برابری سه گونه‌ی الفا و بتا و امگا نیست و جونگکوک، برای رسیدن به گمشده‌اش دست به هر کاری می‌زند؛ حتی تظاهر به کسی که حقیقتا نیست.
All Rights Reserved
#74
کوکمین
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Tacenda
  • 𝙎𝙞𝙡𝙡𝙖𝙜
  • Electric Heart
  • 『𝑬𝑵𝑭𝑶𝑹𝑪𝑬𝑹』
  • ༄Little Nutella ༄
  • Marry on a cross
  • because my heart wants [FULL]
  • WANGXIAO (Completed)
  • لایو ویدیو | ویکوک
  • 𝐼 𝑀𝑖𝑠𝑠 𝑌𝑜𝑢
  • My little cherry ( Kookv )
  • Realm of Blood
  • At first glance✨❤️‍🔥
  • 𝙎𝙞𝙡𝙡𝙖𝙜
  • شکوفایی عشق
  • 『𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑬𝒏𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒓』
  • 𝗟𝗼𝗻𝗴 𝗛𝗮𝗶𝗿𝗲𝗱 𝗕𝗼𝘆 | 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄
  • 𝑭𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆...
  • 𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑲𝒐𝒐𝒌𝑽)
  • ɴᴇᴠᴇʀ ᴀɢᴀɪɴ
Tacenda

"پایان یافته" یکدیگر رو از زندگی هم پاک‌ کردند. انگار که پیش‌بینی کرده بودند همیشه وسوسه‌ی بهم برگشتن رو دارند، تمام راه‌های ارتباط رو بریدند. نه آدرسی، نه شماره‌ای و نه حتی یک ایمیل، اون‌ها طوری از هم بریدند که که انگار هیچ‌وقت تو زندگی همدیگه وجود نداشتند.‌ سهون‌ و جونگینی که در نهایت، بعد از سه سال رابطه‌ی جدیِ احساسی از هم جدا شده بودند و حالا دنیا انگار که شوخیش گرفته باشه، اون دو رو در برابر یکدیگه قرار داده بود. "و ما شروع کردیم به بریدن از هم، زمانی که هنوز هر تپش قلبمون اسم اون یکی‌رو فریاد می‌زد و هر نفسمون به بهونه‌ی نشستن روی روح و بوسیدن اون یکی خارج می‌شد، زمانی که بدون یکدیگر بودن رو بلد نبودیم، درد به جونمون نشست درست به همون سادگی که مهرمون به دل هم نشسته بود..." چند شاتی سکای درام، انگست، روزمره. Tacenda: [Noun] things better left unsaid. چیزهایی که بهتر‌است ناگفته بمانند.

More details
WpActionLinkContent Guidelines