People change(fanfic H.S)

People change(fanfic H.S)

  • WpView
    Lectures 79,921
  • WpVote
    Votes 8,744
  • WpPart
    Chapitres 100
WpMetadataReadTerminé lun., avr. 6, 20156 h 39 min
WpInfo
Fanfiction
اين داستان درمورد دختريه كه تو كشور خودش نميتونه تواناييش رو به نمايش بذاره پس استعدادش تو يه كشور ديگه شناخته ميشه و تو سن تقريبا كم وارد دنياي هاليوود ميشه... اون مثل يه نوجوون معمولي نبود... ميدونست زندگيش قراره عوض بشه... ميترسيد... ميترسيد دلش واسه خانواده ش تنگ بشه... ميترسيد خيلي چيزا ازش گرفته بشه... ولي اگه ميموند ممكن بود دردسر ساز بشه... چه چيزايي در انتظارشه؟ زندگيش چي ميشه؟ از پس كاراش بر مياد؟ چه چيزايي رو سرنوشت قراره ازش بگيره؟ --------------------------------- يه توضيحاتي هست كه بايد قبل از اينكه شروع كنم بهتون بدم. قسمتاي اول يه مقدار كه نه! خيلي گنگه علاوه بر گنگ زيادي، خيلي هم خيالي هست ولي خب به خاطر همين بهش ميگن فيكشن ديگه! افرادي بودن كه از طريق يوتيوب معروف شدن! ركسانا هم يكي از اوناست ولي خب...ايرانيه! و دوما اينكه خب بعضي از آهنگا براي خواننده هاي ديگه ست ولي خب اينجا ركسانا اونا رو ميخونه و اين رو هم بگم كه خواننده هاي زيادي طرفدار ركسانا ميشن...
Tous Droits Réservés
Rejoignez la plus grande communauté de conteursObtiens des recommandations personnalisées d'histoires, enregistre tes préférées dans ta bibliothèque, commente et vote pour développer ta communauté.
Illustration

Vous aimerez aussi

  • ✴️wake up and save me✴️[کامل شده]
  • 𝔻𝕚𝕒𝕞𝕒𝕟𝕥𝕤 /ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ/
  • Mirage [ Completed ]
  • 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐢𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐫𝐚𝐢𝐧:){ ته‌واوكراوه‌‌}
  • seal of ownership |  jungkook ✔️
  • 𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒀𝒐𝒖 𝑳𝒆𝒇𝒕 𝑴𝒆 (𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅)
  • Fuck me like u do! ver vkook

✴️Wake up and save me✴️ "بیدارشو و نجاتم بده" نویسند : boom✨ ژانر : رومنس، درام، اسمات، انگست، رازآلود، جنائی... کاپل ها : چانبک(اصلی)، کایبک، کایسو، هونهان و کریسبک،... 🔥 خلاصه 🔥 تلاقی دو زندگی متفاوت... از دست دادن عزیزان... تنهایی... جدایی از عشق اول و عاشق یه مرده شدن ؟! بیون بکهیون پسر هفده ساله ی یه خانواده ی معمولی با زور پیرمردی که برای نوه ی از دست رفته اش آرزوهایی داره دزدیده میشه و برای همیشه مسیر زندگیش تغییر میکنه... روز ها و شب ها با اون جسم بی حرکت سر کردن بهش حس مرگ میداد ، اما هیچ وقت تصور نمی‌کرد که با باز شدن اون چشم ها و صدا زده شدن اسمش با اون تُن صدا چنان بلایی سرش بیاد که دنیای تاریکش زیر و رو بشه... "+تو جدی زنده ای ؟! _فکر کنم...تو چی فکر می‌کنی ؟! +نمی‌دونم...فقط میدونم هیچ وقت نبودی ، بودنت عجیبه !! _ولی تو از یه جایی به بعد بودی...من داشتمت...چه با میل خودت چه با زور...تو برای من بودی و همیشه هم میمونی " 💌 #chanbaek #exo

Plus d’Infos
WpActionLinkDirectives du Contenu