Story cover for Carolina  by Sanacj1
Carolina
  • WpView
    LECTURAS 1,729
  • WpVote
    Votos 255
  • WpPart
    Partes 72
  • WpView
    LECTURAS 1,729
  • WpVote
    Votos 255
  • WpPart
    Partes 72
Concluida, Has publicado feb 25, 2023
[تمام شده]
‣ ‖  Carolina   ‖

‣ Genre: Romance, Drama, Classic,Slice of life 

COUPLE ‏ഃkookv

‣ Writer : cj1

═──────────────═
⊱ : جنگ، هیچوقت به سرانجام خوبی نمیرسه. برای هیچکس خوب نیست. درست مثل بش. بش سربازی بی نام و نشان بود، توی جنگی که قربانی شده بود. این تا زمانی بود که با فرانسیس آشنا شد... گل رزی که به عطرش معتاد شده بود.
***
آپلود: زمان خاصی نداره ولی سعی میکنم زود بذارم.
Todos los derechos reservados
Tabla de contenidos
Regístrate para añadir Carolina a tu biblioteca y recibir actualizaciones
O
#14boyxboyromance
Pautas de Contenido
Quizás también te guste
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ de meral_writ
73 partes Continúa
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg
Quizás también te guste
Slide 1 of 7
ᴍʏ ᴡᴏʟғ ʙᴏʏғʀɪᴇɴᴅ cover
котёнок cover
Umbra💫 |Vkook cover
𝐓𝐡𝐞 𝐬𝐨𝐮𝐧𝐝 𝐨𝐟 𝐬𝐡𝐞𝐥𝐥𝐬 || ᴠᴋ cover
𝗙𝗼𝗿𝗰𝗲𝗱 𝗠𝗮𝗿𝗿𝗶𝗮𝗴𝗲 cover
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ cover
𝐂𝐀𝐋𝐈𝐆𝐎 *ᴠᴋᴏᴏᴋ* cover

ᴍʏ ᴡᴏʟғ ʙᴏʏғʀɪᴇɴᴅ

14 partes Continúa

ᴍʏ ᴡᴏʟғ ʙᴏʏғʀɪᴇɴᴅ او فکر می‌کرد تنهاست. تا اینکه با تهیونگ آشنا شد - پسری که انگار از قبل می‌دونست چه کسیه، کجا بوده، و ازچه چیزی می‌ترسه. وقتی جونگ کوک تو مشکل افتاد، اولین کسی که اومد، همون بود. بدون فریاد. بدون توضیح فقط یه دست گرم تو تاریکی حالا می‌فهمه: شاید بعضی آدم‌ها نجات‌دهنده نیستن شاید بعضی آدم‌ها، همیشه نجات‌دهنده بودن ɢᴇɴʀᴇ: ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, ᴡᴇʀᴇᴡᴏʟғ, ᴍʏsᴛᴇʀɪᴏᴜs, ᴀɴɢsᴛ ᴍᴀɪɴ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴛᴀᴇᴋᴏᴏᴋ sɪᴅᴇ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ʏᴏᴏɴᴍɪɴ ⚠️ در حال ادیته و هر هفته چند پارت آپلود میشه. بهش عشق بدین🦋