Story cover for ... by gililili0000
...
  • WpView
    Reads 3
  • WpVote
    Votes 0
  • WpPart
    Parts 1
  • WpView
    Reads 3
  • WpVote
    Votes 0
  • WpPart
    Parts 1
Ongoing, First published Mar 06, 2023
یه بنده خدا.
All Rights Reserved
Table of contents
Sign up to add ... to your library and receive updates
or
Content Guidelines
You may also like
"خونِ تو، فرمانِ من"  (Your Blood, My Command)*کوکمین**kookmin* by jshsjssee
6 parts Ongoing
ژانر: عاشقانه تاریک، روانشناختی، فانتزی مدرن، سکسی، BDSM، خون‌آشامی کاپل اصلی: جیمین × جونگ‌کوک --- ✒️ خلاصه‌ی داستان: در دل شهری مدرن که در ظاهرش همه‌چیز عادی‌ست، جهانی تاریک در سایه‌ها نفس می‌کشد. خون‌آشام‌ها با ظرافت و قدرت، در نواحی ممنوعه حکومت می‌کنند؛ جایی که انسان‌ها هرگز نباید پا بگذارند. جونگ‌کوک، مدیرعامل مرموز یک شرکت عظیم و وارث خاندان خون‌آشامی "جِئون"، مدت‌هاست قلبش را دفن کرده و از انسان‌ها دوری می‌کند. اما وقتی جیمین، انسانی حساس و کنجکاو، به‌عنوان دستیار جدیدش وارد شرکت می‌شود، قوانینی که سال‌ها برای محافظت از خود ساخته بود، ترک برمی‌دارد. جیمین که از کودکی مجذوب اسطوره‌های خون‌آشام‌ها بوده، نمی‌داند در دل این علاقه، چیزی تاریک و واقعی کمین کرده است. رابطه‌ای شکل می‌گیرد که نه‌تنها بدن، بلکه روان و سرنوشت را به زنجیر می‌کشد...
ENCOUNTER by ukiyostory
52 parts Complete
─نام فیکشن:࿐🐺ENCOUNTER🐺࿐࿔ ─کاپل: ییـــژان ─ژانر: امپرگ، اسمات، خون‌آشامی گرگینه‌، رومنس، فانتزی ─نویسنده: ᴋɪᴍɴɪᴇʟʟᴇ88 ─مترجم: ꜱᴇʙᴀꜱᴛɪᴀɴ ─روز آپ: 5 شنبه ─یک بار ییبوی ده ساله توله گرگی رو دید که داشت وارد جنگل می‌شد، تا زیر نور ماه کامل دنبالش کرد و وسط راه متوقف شدن. توله گرگ متوجه حضورش نشده بود و به بچه‌ آدمیزاد زیبایی تبدیل شد. روز بعد، دوباره همون اتفاق افتاد. این اتفاق تا چند روز بعد ادامه پیدا کرد تا اینکه یک روز دیگه ازش خبری نشد. پسر تا دیروقت منتظر موند اما حتی پرنده هم پر نمی‌زد. بعد از برگشت به خونه‌‌، مادرش رو مجروح و جنازه‌ی پدرش رو روی زمین دید. بعد مشخص شد که گرگینه‌ها به اونها حمله کردن. از اونموقع از تمام گرگینه‌ها متنفر شد اما نتونست پسربچه‌ی زیبایی که وسط جنگل دیده بود رو جز اونها قراره بده. بعد از گذشت 12 سال، همینطور که کینه‌ی دیرینه‌‌ای که نسبت به گرگینه‌ها داشت تو دلـش حمل می‌کرد، بین خوناشام‌ها تبدیل بهترین قاتل گرگینه‌ها شد، قاتلی که هیچوقت نه دست پلیس‌های آدمیزاد بهش رسید و نه دست گرگینه‌ها. اما یک روز بهش ماموریت داده شد تا یه گرگینه رو بکشه، یه گرگینه‌ی درجه‌ یک که خیلی از اونها رو کشته بود. اما ییبو موفق به انجام مامویتش میشه؟! ➥All rights reserved to the original
The sweet torment of love by mobinaMoshtagh
39 parts Ongoing
اسم بوک^^عذاب شیرین عشق ژانر^^عاشقانه ♡امپرگ♡ومپایر♡اسمات♡تخیلی خلاصه همه ی مادر بزرگای مهربون درمود خوناشاما تعریف میکنن ولی مادر بزرگ کوک اینجوری نبود....اون قصه های شیرین نمیگفت اون برخلاف همه خوناشامارو مهربون جلوه نمیداد....شاید چون میدونست چه موجودات پستی ان خوناشاما هیچی کمتر از لوسیفر ندارن...اونا بدجنسن و خودشونو موجودات برتر میدونن.....و انسان ها و خدایان و پست میشمرن و کوک پسر 19ساله ای که یه روز توسط یه خوناشام جذاب کیم تهیونگ دزدیده میشه تا به همسری اون دربیاد ولی چرا.....چون اون جزو خدایان برتر آب ، خاک ، باد و آتشه و بله کوک داستان ما خدای تعادل......برتر از خاک...آب....باد و آتش خدایی که به دشمنی دیرینه ی خدایان و انسان ها و خوناشام ها پایان میده _________________________________ بکهیون پسر ویکوک که دلشو به یکی از شیاطین باخته عشق اون و هیونگش به کجاها میکشه؟ آپ^^هرروز به جز آخروهفته ها روزی بیشتر از یه پارت نویسنده ی این فیک خودم هستم و فقط در واتپد آپ میکنم ...لطفا کپی نکنید و اگر جایی دیدن اطلاع بدید
You may also like
Slide 1 of 10
"خونِ تو، فرمانِ من"  (Your Blood, My Command)*کوکمین**kookmin* cover
🍷Vampire cover
ENCOUNTER cover
RED cover
Blood Sacrifice  cover
Silent Pulse (aslaz) cover
Life inside the Hourglass | Completed cover
‌   𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕𝕪 𝕃𝕠𝕧𝕖🍷❤️ cover
The sweet torment of love cover
یک شب مهتابی cover

"خونِ تو، فرمانِ من" (Your Blood, My Command)*کوکمین**kookmin*

6 parts Ongoing

ژانر: عاشقانه تاریک، روانشناختی، فانتزی مدرن، سکسی، BDSM، خون‌آشامی کاپل اصلی: جیمین × جونگ‌کوک --- ✒️ خلاصه‌ی داستان: در دل شهری مدرن که در ظاهرش همه‌چیز عادی‌ست، جهانی تاریک در سایه‌ها نفس می‌کشد. خون‌آشام‌ها با ظرافت و قدرت، در نواحی ممنوعه حکومت می‌کنند؛ جایی که انسان‌ها هرگز نباید پا بگذارند. جونگ‌کوک، مدیرعامل مرموز یک شرکت عظیم و وارث خاندان خون‌آشامی "جِئون"، مدت‌هاست قلبش را دفن کرده و از انسان‌ها دوری می‌کند. اما وقتی جیمین، انسانی حساس و کنجکاو، به‌عنوان دستیار جدیدش وارد شرکت می‌شود، قوانینی که سال‌ها برای محافظت از خود ساخته بود، ترک برمی‌دارد. جیمین که از کودکی مجذوب اسطوره‌های خون‌آشام‌ها بوده، نمی‌داند در دل این علاقه، چیزی تاریک و واقعی کمین کرده است. رابطه‌ای شکل می‌گیرد که نه‌تنها بدن، بلکه روان و سرنوشت را به زنجیر می‌کشد...