Dumb Decision [MinBin]

Dumb Decision [MinBin]

  • WpView
    LECTURES 253
  • WpVote
    Votes 35
  • WpPart
    Chapitres 1
WpMetadataReadTerminé jeu., mars 9, 2023
** "مینهو علاقه ای به محدود کردن خودش به عناوین مختلف نداشت. مشکلی هم با ساختن یه ظاهر زنانه برای خودش نداشت. اون متعلق به دنیای بدون اتیکت آدم ها بود. دنیایی هر وقت توی آینه نگاه کنه، فقط خودش باشه که برای هویتش تصمیم بگیره. حتی اگه خودش تنها کسی باشه که برای این تصمیم احترام قائله~ Written by: SU Language: Persian Genre: angst, Romance, Tragedy Couple: MinBin (Straykids) Book Type: One Shot تولدت مبارک رزای مهربونم. خیلی دوستت دارم💜
Tous Droits Réservés
#12
leeminho
WpChevronRight
Rejoignez la plus grande communauté de conteursObtiens des recommandations personnalisées d'histoires, enregistre tes préférées dans ta bibliothèque, commente et vote pour développer ta communauté.
Illustration

Vous aimerez aussi

  • The Scales of Balance<دو سوی ترازو>
  • 𝚈𝚘𝚞 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐 𝚝𝚘 𝚖𝚎‌ «𝚅𝙺»
  • котёнок
  • 𝖪𝗂𝗌𝗌 𝖳𝗁𝖾 𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈 𖦹 𝖪𝖵
  • Eros
  • Before you (I thought I had it all) | KookV
  • Extinct | namjin
  • Lovelorn
  • 𝑻𝒉𝒆 𝑪𝒍𝒐𝒖𝒅𝒚 𝑶𝒏𝒆 ~ⱽᵏᵒᵒᵏ
  • 𝂡Aegis [Kookv]

زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه

Plus d’Infos
WpActionLinkDirectives de Contenu