






![Hex City[هِکس سیتی]](https://img.wattpad.com/cover/324832943-256-k542561.jpg)












عاشقش شدم، در کنار راه آهن در کنار قطار... رئیس کیم صبح به صبح منتظر قطار میموند، غافل از اینکه داشت ناخواسته به انتظار عشق مینشست. [خوندن این داستان حداکثر ۱۵ دقیقه زمان میبره.] ژانر: داستان کوتاه، قسمتی از زندگی، عاشقانه، فلاف نویسنده: ویت/ VIT - آپ: تکمیل شده - - ردهٔ سنی: سیزده سال و بالاتر - - ویرایش نشده -
More details