Story cover for Falling  by raha_fanfic
Falling
  • WpView
    Reads 10,031
  • WpVote
    Votes 1,781
  • WpPart
    Parts 67
  • WpView
    Reads 10,031
  • WpVote
    Votes 1,781
  • WpPart
    Parts 67
Ongoing, First published Mar 18, 2023
1 new part
سعی کرد با وجود اون هق هق ها و سکسکه ها باز هم شروع به حرف زدن کنه: متاسفم... 
من نمی خواستم... نمی خواستم نابودت کنم. نمی خواستم بشکنمت. هیچ وقت هیچ منظوری از حرف هایی که می زدم نداشتم. فقط... فقط می‌خواستم ازم زده بشی. می خواستم رها کنی. می‌خواستم بیخیال من بشی و قلبت رو قبل از اینکه مثل من تبدیل به یه سنگ بشه برداری و مایل ها ازم دور بشی. ولی تو هیچ وقت نرفتی. هیچ وقت جدا نشدی. تو اونقدر شجاع بودی که تا آخرش پای من بودی و من انقدر ترسو بودم که حتی یک لحظه هم نتونستم عشقت رو بپذیرم. تو اونقدر بی باک بودی که حاضر شدی بار ها و بار ها قلبت رو تقدیم به من کنی، در حالی که می دونستی هر بار قراره اون رو شکسته تر از قبل تحویل بگیری و من اونقدر بدبخت بودم که حتی نتونستم فقط برای یکبار دیوار های قلبم رو پایین بکشم و بهت اجازه ی دسترسی به قلبم رو بدم؛ در حالی که می دونستم تو به بهترین شکل ممکن ازش مراقبت می کنی.
___

موجود خارق‌العاده ای که برای هدیه تاج گذاری به پادشاه تقدیم میشه؛ اما چی میشه اگه پادشاه قلبش رو تقدیم به اون موجود کنه؟ اطرافیان اون پادشاه چه فکری راجع به اون عشق میکنن؟ قراره خیلی راحت اجازه بدن اتفاق بیفته؟ 

ثورکی / استاکی / هاکای سیلور (پیترو و کلینت)
All Rights Reserved
Table of contents
Sign up to add Falling to your library and receive updates
or
#10boyxboy
Content Guidelines
You may also like
You may also like
Slide 1 of 10
𝑮𝑬𝑹𝑴𝑶𝑮𝑳𝑰𝑶 𝑫'𝑨𝑴𝑶𝑹𝑬  cover
حریر سفید ( ییژان ) cover
Confession _ اعتراف cover
⊹⊱The Evanescence⊰⊹(Complete) cover
my bunny🐰 cover
چتربازان  cover
For a moment | Drarry cover
dream cover
جانان  cover
Survival 101 cover

𝑮𝑬𝑹𝑴𝑶𝑮𝑳𝑰𝑶 𝑫'𝑨𝑴𝑶𝑹𝑬

34 parts Complete

‌‌‌‌‌‌‌‌ ╭════•✧🦌✧•════╮ 𝑮𝑬𝑹𝑴𝑶𝑮𝑳𝑰𝑶 𝑫'𝑨𝑴𝑶𝑹𝑬 ⿻ #Hannigram ⿻ #fanfic ⿻ #gay ➜Name: #germoglio_Damore ➜ship: hannigram - ̗̀ ⋮ season: 2 تعداد پارت هر فصل : 23 ୧ نویسنده : ୧ Aiden ⿻ و من در‌تمام این‌ مدت ها بهش خیره بودم و نگاهش میکردم. به شور و شوقش به لبخند های شیرینش ، به هوش و زیرک بودنش ، به نگاه معصوم و لبای نرمش و اون‌ بدن بی نقصش... از انکار کردن خسته شده بودم . اون پسر داشت توی قلبم پرسه میزد . حس میکردم همه قلبم رنگ اون رو گرفته بود و همه فکرم عطر شیرینش رو... Note : شروع فصع ۲ ─────────────────── ⌂ ⌕ ⊞ ♡ 🦌