Story cover for Falling  by raha_fanfic
Falling
  • WpView
    MGA BUMASA 10,427
  • WpVote
    Mga Boto 1,792
  • WpPart
    Mga Parte 67
  • WpView
    MGA BUMASA 10,427
  • WpVote
    Mga Boto 1,792
  • WpPart
    Mga Parte 67
Ongoing, Unang na-publish Mar 18, 2023
سعی کرد با وجود اون هق هق ها و سکسکه ها باز هم شروع به حرف زدن کنه: متاسفم... 
من نمی خواستم... نمی خواستم نابودت کنم. نمی خواستم بشکنمت. هیچ وقت هیچ منظوری از حرف هایی که می زدم نداشتم. فقط... فقط می‌خواستم ازم زده بشی. می خواستم رها کنی. می‌خواستم بیخیال من بشی و قلبت رو قبل از اینکه مثل من تبدیل به یه سنگ بشه برداری و مایل ها ازم دور بشی. ولی تو هیچ وقت نرفتی. هیچ وقت جدا نشدی. تو اونقدر شجاع بودی که تا آخرش پای من بودی و من انقدر ترسو بودم که حتی یک لحظه هم نتونستم عشقت رو بپذیرم. تو اونقدر بی باک بودی که حاضر شدی بار ها و بار ها قلبت رو تقدیم به من کنی، در حالی که می دونستی هر بار قراره اون رو شکسته تر از قبل تحویل بگیری و من اونقدر بدبخت بودم که حتی نتونستم فقط برای یکبار دیوار های قلبم رو پایین بکشم و بهت اجازه ی دسترسی به قلبم رو بدم؛ در حالی که می دونستم تو به بهترین شکل ممکن ازش مراقبت می کنی.
___

موجود خارق‌العاده ای که برای هدیه تاج گذاری به پادشاه تقدیم میشه؛ اما چی میشه اگه پادشاه قلبش رو تقدیم به اون موجود کنه؟ اطرافیان اون پادشاه چه فکری راجع به اون عشق میکنن؟ قراره خیلی راحت اجازه بدن اتفاق بیفته؟ 

ثورکی / استاکی / هاکای سیلور (پیترو و کلینت)
All Rights Reserved
Table of contents
Sign up to add Falling to your library and receive updates
o
#80fanfiction
Mga Alituntunin ng Nilalaman
Magugustuhan mo rin ang
All Of My Life🧚‍♂️Vkook ni DaryaVkook
51 parte Kumpleto
[کامل شده] کاپل: تهکوک [تهیونگ تاپ] ژانر: رومنس، فلاف، فانتزی، اِلف[پری بالدار]، اسمات، سوییت، هپی اند. جئون جونگکوک یه پسره که به شدت عاشق پری هاست و یه زندگی روزمره داره که به شدت ازش خسته شده و دنبال یکم هیجانه. خوشبختانه همه چیز با تهیونگی که با سن نامعلوم و یه راز خیلی بزرگ وارد دبیرستانش میشه تغییر میکنه و جونگکوک چیزهایی رو تجربه میکنه که حتی خوابشون رو هم نمیدیده! چی میشه اگه تهیونگ یه پری باشه که از عشق فراریه ولی قلبش برای جونگکوک بتپه؟ چی میشه اگه جونگکوک راز تهیونگ رو بفهمه و قول بده کنارش بمونه؟ ~~~~~~~~~~~~~ قسمتی از داستان: تهیونگ در گوشش آروم زمزمه کرد: -میدونی چرا نمیشه وسط بوسه نفس کشید؟ جونگکوک که کنجکاو شده بود، عقب کشید و به چشم های تیره اش خیره شد. با یه حالت بچه گونه گفت: +خب واسه اینه که راه تنفسمون بسته میشه. لبخند گرمی بخاطر لحن کیوتش زد و دستش‌ رو روی گونه ی جونگکوک کشید: -چون ارزش بوسه و نفس کشیدن یکیه... و بعد لبهاش رو روی لبهای خرگوشش گذاشت. ~~~~~~~~~~~~~~~~ +نمیخوای دست از بازی کردن با ضربان قلب من برداری؟ -وقتی قراره مال خودم باشه چرا باید دست بردارم؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~ Writer: Darya🌊 Start: 1 Mordad 00 Finish: 24 Bahman 00
Magugustuhan mo rin ang
Slide 1 of 10
The miracle of birth cover
Daddy And Little Girl cover
Sunflower's Collections cover
Heirs  cover
گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم cover
~Where's My Angel❄ cover
𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ cover
هل سيعود كل شي...؟ cover
All Of My Life🧚‍♂️Vkook cover
CHROMANDA | VKOOK cover

The miracle of birth

10 parte Ongoing

درمورد پسری که بیگناه ترینه ولی گناهکار شناخته میشه جیمین هیچوقت فکرشم نمیکرد جفتش دوست پسر برادرش باشه هیچوقت فکرشو نمیکرد قراره با پیدا کردن جفتش برادرشو از دست بده وگرنه منتظر تولد 15سالگیش نمیشد (برشی از داستان) : پسر من کجاست مین : پسرت از دیشب رسما امگای من شد و از حالا اجازه تمام کاراش با منه اگه من بخوام میمیره اگه من بخوام غذا میخوره اگه من بخوام حرف میزنه : ته چیشده؟ اون... حاملس... جیمین حاملس.... نویسنده: تارا. شهرزاد kapal:yoonmin kookv namjin hopsoo.