Abandoned, next line!_

Abandoned, next line!_

  • WpView
    Reads 44,849
  • WpVote
    Votes 8,181
  • WpPart
    Parts 82
WpMetadataReadComplete Thu, Jun 11, 2026
_تمام شده_ یونگی خوب نفس نمیکشه و یونگی از اتیش و دود وحشت داره، پسر بچه اگه دقیقه‌‌ای از اسپری آسمش دور بمونه گریش میگیره و توی یتیم‌خونه‌ی یانگ‌، هیچکس نیست که دوستش داشته باشه و بهش اهمیت بده، مطلقا، هیچکس! حالا حالا، کی مقصر حال الانشه؟! - از وقتی چشم باز کردم تو الهه‌ی من بودی، و من هربار تورو باختم! - یه قدم دیگه جلو بیاین همین شیشه رو توی گردن خودم فرو میکنم! - برقص! - بلد نیستم. - دروغ نگو، برقص! کاپل فصل اول: ویکوک کاپل فصل دوم: سپ/ویکوک کاپل فرعی: نامجین اومدم اسماشونو عین هم بزارم اما نشد، به هر حال اگه شما رها شده رو سرچ کنین یه فیک دیگم بالا میاد فقط کاورش فرق داره و منو نکشین، اون مال خودمه توی اکانت قبلیم که پرید و دیگه بهش دسترسی ندارم:) پارت توضیحاتو بخونید، متوجه میشید گوگولیا♡
All Rights Reserved
#199
omegavers
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • [‌ETHEREAL‌‌]
  • UNWANTED HUSBAND
  • Finix (yoonmin)
  • котёнок
  • Lovelorn
  • My Sweet Cherry 🍒
  • Rose and whiskey🥃
  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°
  • bleak'
  • Freesia | vkook
  •  𝓣𝓪𝓮𝓱𝔂𝓾𝓷𝓰 ☕  من وتهیونگ>> شما همه 🎨
  • Insanity[جنون]
  • 𝑀𝑦 𝑆𝑤𝑒𝑒𝑡 𝑂𝑚𝑒𝑔𝑎. 𝑁𝑎𝑚𝐽𝑖𝑛 𝑉𝐾𝑜𝑜𝑘 𝑌𝑜𝑜𝑛𝑀𝑖𝑛
  • Red Camellia
  • Is it mine?!
  • 𝗟𝗼𝘃𝗲 𝘄𝗶𝗻𝘀 | 𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸
  • YOU BELONG TO ME |  VK
  • ​تپش (Pulse)
  • The Scales of Balance[دو سوی ترازو]
  • 「  ALPHA  」

توی دنیایی که آلفا بودن یعنی سلطه، قدرت و غرور، پارک جیمین شبیه یه استثناست. مردی موفق، محترم و همیشه خونسرد. کسی که همه بهش اعتماد دارن، اما هیچ‌کس واقعاً نمی‌دونه پشت این آرامشِ ظاهری، چی پنهونه. زیر این ظاهر بی‌نقص، یه خلأ هست ؛ یه جور تنهاییِ عمیق که نه با موفقیت‌های کاری پر می‌شه، نه با قراردادهای بزرگ. یه سرمای قدیمی که حتی توی شلوغ‌ترین لحظه‌ها هم ازش جدا نمی‌شه. تا اون شب... شبی که مین یونگی رو دید . امگایی آروم، خجالتی و به طرز دردناکی زیبا. با همون نگاه اول، یه چیزی توی وجود جیمین لرزید. نه از جنس ضعف ، بلکه چیزی شبیه آروم شدنِ موج، بعدِ یه طوفان طولانی. یه حس ناآشنا که اسمش شاید «امید» باشه.

More details
WpActionLinkContent Guidelines