When The Moon Rises

When The Moon Rises

  • WpView
    Reads 1,317
  • WpVote
    Votes 315
  • WpPart
    Parts 36
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Dec 6, 2025
WpInfo
Fiction
Fantasy
در روزگاران گذشته، جادوگر آزورا بالاترین مقام در جامعه جادوگران شناخته میشد. خود الهه آزورا اون رو انتخاب میکرد. زمانی که اولین نشونه های گرگ و میش فرا میرسید نماد خورشید و ماه رو بر تن جانشین حقیقیش حک میکرد و رهبری نسل جادوگران رو به اون میسپرد. اما آخرین جادوگر آزورا مرتکب گناهی نابخشونی شد، گناهی که تقاصش رو با مرگش پس داد و باعث تولد نفرت جادوگرها از الهه آزورا شد. حالا بعد از گذشت سال ها، آیرین جادوگریه که با نماد خورشید و ماه به دنیا اومده. به خاطر این موهبت ناخواسته، آیرین تمام عمرش از جادوگرها فرار کرده و بین انسان ها پنهان شده، تا روزی که تولد هجده سالگیش فرا برسه و قدرت های الهه مقدس رو به ارث ببره. توی قصر انسان ها، آیرین با پسری به اسم ایم چانگکیون آشنا میشه. اما چانگکیون هم مثل آیرین رازی داره. اون یه خون آشامه. ولی یه خون آشام توی سرزمین انسان ها چی کار میکنه؟ با این حال، رازی به مراتب وحشتناک تر بین دیوارهای قصر به خواب رفته، حقیقت تاریکی که تنها خود مرگ ازش باخبره... • Genre: Fantasy, Romance, Thriller, Adventure • Characters: | Monsta X: Changkyun (IM) | Redvelvet: Irene | Nct: Xiaojun, Taeyong • Telegram Channel: @Code01isHere
All Rights Reserved
#58
vampire
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ
  • The miracle of birth
  • ~Where's My Angel❄
  • CHROMANDA | VKOOK
  • womb of oblivion
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم
  • هل سيعود كل شي...؟
  • Daddy And Little Girl

[کامل شده] کاپل: تهکوک [تهیونگ تاپ] ژانر: رومنس، فلاف، فانتزی، اِلف[پری بالدار]، اسمات، سوییت، هپی اند. جئون جونگکوک یه پسره که به شدت عاشق پری هاست و یه زندگی روزمره داره که به شدت ازش خسته شده و دنبال یکم هیجانه. خوشبختانه همه چیز با تهیونگی که با سن نامعلوم و یه راز خیلی بزرگ وارد دبیرستانش میشه تغییر میکنه و جونگکوک چیزهایی رو تجربه میکنه که حتی خوابشون رو هم نمیدیده! چی میشه اگه تهیونگ یه پری باشه که از عشق فراریه ولی قلبش برای جونگکوک بتپه؟ چی میشه اگه جونگکوک راز تهیونگ رو بفهمه و قول بده کنارش بمونه؟ ~~~~~~~~~~~~~ قسمتی از داستان: تهیونگ در گوشش آروم زمزمه کرد: -میدونی چرا نمیشه وسط بوسه نفس کشید؟ جونگکوک که کنجکاو شده بود، عقب کشید و به چشم های تیره اش خیره شد. با یه حالت بچه گونه گفت: +خب واسه اینه که راه تنفسمون بسته میشه. لبخند گرمی بخاطر لحن کیوتش زد و دستش‌ رو روی گونه ی جونگکوک کشید: -چون ارزش بوسه و نفس کشیدن یکیه... و بعد لبهاش رو روی لبهای خرگوشش گذاشت. ~~~~~~~~~~~~~~~~ +نمیخوای دست از بازی کردن با ضربان قلب من برداری؟ -وقتی قراره مال خودم باشه چرا باید دست بردارم؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~ Writer: Darya🌊 Start: 1 Mordad 00 Finish: 24 Bahman 00

More details
WpActionLinkContent Guidelines