Reflection' BTS'6'Ver Mini Fic-Full

Reflection' BTS'6'Ver Mini Fic-Full

  • WpView
    Reads 2,846
  • WpVote
    Votes 104
  • WpPart
    Parts 18
WpMetadataReadMatureComplete Sun, Jul 16, 20237h 18m
「𝑹𝒆𝒇𝒍𝒆𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏┊انعکاس」>Full✓ 「کـاپـل: ۶ورژن! ویکوک "اصلی" نامجین جیکوک یونمین تهجین هوپمین 🌿همه ورژن‌ها توی همین بوک آپ می‌شن! 「ژانـر: •دارک، ترسناک، هارش، اسمات، انگست 「'خــلاصـهــ: 🩸》کیم تهیونگ، بازیگری بود با شهرتی به اندازه بلندترین کوهستان‌های تصور. اما مرد هیچ وقت تصور نمی‌کرد رسمی کردن ازدواجش با معشوق مومشکی‌ش تمام اون کوهستان پرفراز رو به یکباره خاکشیر کنه. و حالا «انسان» سنگدل، همراه مشت‌هایی آغشته به اشک و خون همسرش، در زندگی سیاه و سفیدش فرامانرویی می‌کرد. اما شاید شیطانی که تمام سال‌ها، از داخل آینه، دورگه مو قهوه‌ای رو زیر نظر داشت، بالاخره مرد ظالم رو به سزای اعمالش می‌رسوند؟! چشم‌های من تمام وقت روی تو زوم بود کیم! زمانی که تصور می‌کردیم در امنیت کامل داخل اتاقتی، من از پشت قاب آینه تک تک حرکاتت رو تماشا می‌کردم و منتظر یک فرصت بودم. حتی هربار که با نهایت خوشونتش به جون همسرت میوفتادی انتظار می‌کشیدم تا زندگی لعنتیت رو برای خودم کنم. و بالاخره، امروز شروع نوبت توئه تا من رو از داخل آینه تماشا کنی! °نویسنده: آمــه☕
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • my wolf🐺
  • My little cherry ( Kookv )
  • AYSFS
  • Extacy
  • 𓂃Beneath the Cherry Blossoms⋱
  • the thief
  • Marry on a cross
  • 𝐼 𝑀𝑖𝑠𝑠 𝑌𝑜𝑢
  • The Gang Boss and the Grumpy Doctor (Yoonkook)/رئیس باند و دکتر بداخلاق

متوقف شده⭕️ جئون جونگ‌کوک یه سلطان بی‌قید و شرطه، رهبر پک الفا ها که از شهر کوچیکشون مراقبت میکنه.‌ یه آلفای سایه‌دار که با دندون و پنجه حکومت می‌کنه. هر کی جلودارش وایسه، یا باید بمیره یا زانو بزنه. تنها موجودی که جرئت داره به قلمرو خصوصی‌اش وارد بشه، کیم تهیونگِ امگاست؛ یه شاهکار ظریف و معصوم که انگار از یه دنیای دیگه اومده تا با مرهم‌های دستش، هیولای درون جونگ‌کوک رو آروم کنه. این نزدیکی لعنتی، یه آتش زیر خاکستر ایجاد کرده؛ جونگ‌کوک داره به مرز جنون می‌رسه، چون حالا هر تار موی تهیونگ براش از کل پک عزیزتره. 💬 Blurb: اون آلفای قبیله‌ست، سرد، مغرور و همیشه فرمانده. من؟ یه امگای معمولی‌ام، فقط برای درمان و خدمت اینجام. هیچ‌وقت نباید چشم تو چشمش می‌شدم... ولی شدم. هر نگاهش یه تهدید بود، هر لمسش یه اشتباه‌. من عاشقش شدم. Blurb: تو قلمروی گرگ‌ها، آلفا ها با امگایی که سرنوشت براشون انتخاب میکنه جفت میشن نه با امگایی خودشون انتخاب می‌کنن. ... تهیونگ: و-ولی... جونگ‌کوک: "بوی خوشبختیت داره خفه‌ام می‌کنه، کیم. تو فکر می‌کنی این ناله‌ها رو کسی نمی‌شنوه؟ گوش کن، این یه اخطاره: تو مال منی، چه بخوای، چه نخوای، چه اون پیرمرد کثیف بخواد. اگه یه بار دیگه ببینم با اون چشمات به جای دیگه‌ای نگاه می‌کنی، کار

More details
WpActionLinkContent Guidelines