❈| Bodyguard |❈

❈| Bodyguard |❈

  • WpView
    LECTURES 2,060
  • WpVote
    Votes 174
  • WpPart
    Chapitres 15
WpMetadataReadContenu pour adultesEn cours d'écriture4h 48m
WpMetadataNoticeDernière publication jeu., oct. 5, 2023
سهون اگه میدونست با قدم گذاشتن داخل عمارت لو چه دغدغه‌ای برای خودش جور میکنه و با لوهانی که 10 سال ازش کوچیک‌تره رو به رو میشه هیچوقت این ریسک و قبول نمیکرد که بادیگارد بشه... ➻Fanfic : Bodyguard ┃ ➻Couple : HunHan ┃ ➻Writer : BingoO ┃ ➻Genre : Fluff | Romance | Smut | Happy ending ┃ ➻ Up: Wednesday فکر میکرد سهون از دیدن جای مارک روی پاهاش خوشش نیاد یا خودش و سرزنش کنه...پس با سادگی تمام سعی کرد توضیح بده لوهان: دیگه جاشون داره میره... یقه ی تیشرت و پایین کشید و ادامه داد لوهان:روی گردنم دیگه لاو مارک نیست یکی از پاهاش و خم کرد و کمی بالا آورد تا قسمت داخلی رانش مشخص بشه لوهان:اینا هم دیگه داره کمرنگ میشه و کم کم میره... دکمه اول پیراهن سفید رنگش و باز کرد و همونطور که تو چشمای لوهان خیره شده بود تو صورتش با صدای خش داری زمزمه کرد سهون:پس فکر کنم نیازه برای کوچولوم پررنگشون کنم...
Tous Droits Réservés
Rejoignez la plus grande communauté de conteursObtiens des recommandations personnalisées d'histoires, enregistre tes préférées dans ta bibliothèque, commente et vote pour développer ta communauté.
Illustration

Vous aimerez aussi

  • 𝔻𝕚𝕒𝕞𝕒𝕟𝕥𝕤 /ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ/
  • Blinding Cosplay
  • ●• LEAVE YOUR DEVIL TO ME •●
  • The 7 Princes [BTS x Reader](Translation Ver )
  •  " 𝘼𝙁𝙏𝙀𝙍 𝙔𝙊𝙐 "
  • Mirage [ Completed ]
  • fake love ❗عشق دروغین
  • seal of ownership |  jungkook ✔️
  • ✴️wake up and save me✴️[کامل شده]
  • ugly fan and hot fucker

Genre : Romance | Smut | Secret | Secret | Cap :Vkook | Up: Author: Amador | Teaser: in part 1 | 🥇مافیا - بدون گرفتن نگاهش از رقص پسر، بهش اشاره کرد: بیارش اینجا... چانیول از پله های استیج بالا رفت و به جونگ کوکی که با قطع شدن آهنگ، رقصیدن رو متوقف کرده بود اشاره کرد: برو پیش رییس... جونگ کوک نفس عمیقی کشید و به سمت تهیونگ راه افتاد. در لباس گشادش و باکسر به پا کمی معذب بود. صاف ایستاد و منتظر ماند تا حرفی از جانب کسی که رییس خطاب شده بود، بشنوه. ته از پایین تا صورت کوک رو آنالیز کرد. اون پسر خیلی تو دل برو بود... لبخند زد و با نگاه نافذی به کوک خیره موند: اسمت چیه؟ جونگ کوک به دو چشمی که از اول ورود توجهش رو جلب کرده بودند خیره شد: جئون... جئون جونگ کوک ته سر تکان داد: خوب میرقصی...یه سری آموزش حرفه ای لازم داری...تو قبول شدی جونگ کوک تهیونگ می توانست قسم بخوره... زیباترین خنده رو به عمرش دیده بود...

Plus d’Infos
WpActionLinkDirectives de Contenu