Story cover for AXION | VKOOK by imyouroya
AXION | VKOOK
  • WpView
    LECTURAS 4,002
  • WpVote
    Votos 318
  • WpPart
    Partes 4
  • WpView
    LECTURAS 4,002
  • WpVote
    Votos 318
  • WpPart
    Partes 4
Continúa, Has publicado abr 22, 2023
عطر شیرین پسر توی بغلش رو بو کشید و با آرامش چشم هاش رو بست.
با صدای خشداری پرسید "سردت که نیس یاس؟"
پسر سرش رو به دو طرف تکون داد و با صدای نرمی گفت "ته؟"
- "جون ته؟"
- "مدت زیادی گذشته ولی من هنوزم نفهمیدم چرا یاس صدام میکنی.."
مرد پسر رو کمی از بغلش بیرون کشید تا بتونه چهره پرستیدنیش رو ببینه. نفسی گرفت و در حالی که نگاهش روی لب های سرخ و چشمان ستاره بارون پسر میچرخید زمزمه کنان گفت "چون تو تنها عشق پاک منی.."

𝑵𝒂𝒎𝒆 : 𝑨𝑿𝑰𝑶𝑵
𝒈𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝒅𝒓𝒂𝒎, 𝒓𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝒆𝒏𝒊𝒈𝒎𝒂𝒕𝒊𝒄, 𝒔𝒎𝒖𝒕, 𝒂𝒏𝒈𝒔𝒕
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆𝒔 : 𝒗𝒌𝒐𝒐𝒌 & ?
𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : ναηтє
Todos los derechos reservados
Regístrate para añadir AXION | VKOOK a tu biblioteca y recibir actualizaciones
O
#407فنفیک
Pautas de Contenido
Quizás también te guste
Coshay / نامیرا de rominaromina396
130 partes Continúa
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
ادامه فیک شب دردناک  de ErneIoang
80 partes Continúa
خلاصه گذشته تلخ و درهم‌تنیده خانواده جئون این گذشته‌ی پیچیده، ریشه در یک حادثه تراژیک در نسل قبل دارد و اثرات مخربی بر زندگی شخصیت‌های اصلی گذاشته است: نسل اول: سرآغاز فاجعه (پدربزرگ جونگکوک به اسم خود شخصیت اصلی جونگکوک و سویون) داستان از یک حادثه غرق شدن آغاز می‌شود: حادثه دریاچه: دختر جوانی به داخل آب می‌افتد. فداکاری سویون: "سویون"، خواهر پدربزرگ جونگکوک، با شجاعت به داخل آب می‌پرد و جان آن دختر را نجات می‌دهد. تراژدی: متأسفانه، سویون پس از نجات دختر، خودش جانش را از دست می‌دهد (این باور اولیه خانواده است). نفرت پدربزرگ: پدربزرگ جونگکوک که از مرگ خواهرش خشمگین و غمگین است، تمام تقصیرها را گردن آن دختر نجات‌یافته می‌اندازد و کینه او را به دل می‌گیرد. نسل دوم: چرخه انتقام (جیمین و مادر جونگکوک یا همون ات فصل ۳ ) این کینه به نسل بعدی منتقل می‌شود و اوج تاریکی داستان در اینجاست: پنهان شدن سویون: بعدها مشخص می‌شود که سویون در واقع نمرده، بلکه به دلایلی پنهان شده و زندگی جدیدی را آغاز کرده است. جیمین، پدر جونگکوک: "جیمین"، پسر پدربزرگ (و پدر جونگکوک)، که تحت تأثیر کینه پدرش بزرگ شده، تصمیم می‌گیرد از سویون انتقام بگیرد. انتقام وحشتناک: جیمین سویون را پیدا می‌کند و برای "بدنام کردن" و "مجازات" او به
Quizás también te guste
Slide 1 of 10
665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|° cover
Teach Me | یادم بده cover
Coshay / نامیرا cover
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover
ادامه فیک شب دردناک  cover
EGO cover
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘 cover
زیـــــــــندانیــــــ ســـــــــەیر⚠︎︎||✔️ cover
« تاراج » « 약탈 » cover
•• Supreme ••  cover

665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°

64 partes Continúa

سون سام 🌌 در دنیایی که امگاها در مراکز تاریک و بی‌رحم خرید و فروش می‌شوند، چهار آلفای قدرتمند به رهبری کیم نامجون، مدیرعامل سامسونگ، وارد مرکزی مخوف می‌شوند تا امگایی برای پک خود انتخاب کنند. اما چیزی که در انتظارشان است، فراتر از یک معامله ساده است. یونگی، امگایی سرکش و وفادار، با روحی ناآرام و قلبی پر از نگرانی برای برادران غیرخونی‌اش، توجه نامجون را جلب می‌کند. در میان راهروهای سیاه و بوی مرگ، یونگی نه تنها برای آزادی خودش، بلکه برای نجات جین و تهیونگ، دو امگای دیگر که در چنگال ظلم این مرکز گرفتارند، می‌جنگد.