Story cover for The differences by ehya1930
The differences
  • WpView
    Membaca 1,068
  • WpVote
    Vote 98
  • WpPart
    Bab 3
  • WpView
    Membaca 1,068
  • WpVote
    Vote 98
  • WpPart
    Bab 3
Bersambung, Awal publikasi Mei 02, 2023
+بیا اینجا.....يه لحظه بیا کارت دارم
.
+تا حالا عاشق شدی؟
یه عشق ممنوعه .... مثلا عاشق برادرت 
.
+هیش .....این راز بین خودمون بمونه .....اگر.....اگر خانوادم بفهمن میکشنم.....اونا خیلی مذهبین 
.
.
.

🔏داستان عشقی متفاوت بین دو برادر از خانواده مذهبی و افراطی که زندگیشون رو متفاوت و دستخوش تغییر میکنه.
.
📍ژانر : اسمات_غمگین_دارک_دارام_عاشقانه
.
✳️امیدوارم این داستان رو بخونید و لذت ببرید مطمئن باشید یکی از متفاوت ترین داستان های عمرتون میشه.
🚷این داستان مناسب افرادی با روحیه لطیف و ملوس نیست.
⚠️ خواهشا اعتقادات مذهبیتون رو قبل از خوندن داستان همینجا بزارید.
.
♾️کامنت و نظر هم برای دلداری به نویسنده گرامی فراموش نشه لطفا
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
Daftar untuk menambahkan The differences ke perpustakaan kamu dan menerima pembaruan
atau
#39namjoon
Panduan Muatan
anda mungkin juga menyukai
Time; YoonMin | Per Translation oleh StoryTeller_Mia
38 bab Bersambung
زمان | Time خلاصه: پارک جیمین ناراحت و تنهاست؛ پارتنری که 15 سال باهم بودن، از نظر احساسی و فیزیکی بعد از سالها سواستفاده و سورفتار اون رو رها کرد و روش اثر بدی گذاشت و باعث شد توی تمام زندگی همچین احساس سنگینی داشته باشه. اون آرزو می کنه یه شانس دیگه برای برگشت به عقب داشته باشه و توی اون زمان که تو دبیرستان بودن؛ دیگه احساسات اون مرد رو نپذیره. یه تصادف، یه تغییر، یه شانس.. وقتی جیمین با یه ماشین تصادف میکنه و به سمت مرگش ته یه دریاچه ی یخ زده می بره جیمین میدونه که قرار بمیره اما با اینکه فقط 30 سالشه از این رفتنش خوشحاله. هرچند، مرگ نقشه دیگه ای برای این مرد داره. مرگ به جیمین پیشنهادی رو میده که همیشه می خواسته. یه شانس دوم. تنها نکته ای که وجود داره اینکه اون دوباره تو 30 سالگی، همین روزی که کشته شده؛ خواهد مرد اما تو این زمان به سن 15 سالگیش برمیگرده تا زندگیش رو دوباره شروع کنه. جیمین هم با اشتیاق و بدون توجه به عواقب این تصمیم قبول میکنه. چه اتفاقی میوفته وقتی همین قدم، تمام دنیاش رو تغییر بده. چه اتفاقی میوفته وقتی به خودش اجازه میده که با نوجوون پردردسر و تنهایی که سال ها قبل به خاطر ترس ازش کناره گرفته رو به روشه و اون رو بپذیره. چه اتفاقی میوفته اگه اون چیزی که قلبش این همه سال نداشته رو (عشق)،
Self Made Love⏱️🚬 | VKook oleh LostJis
29 bab Bersambung
⚙️ Name: Self-Made Love | عشق خودساخته ⚙️ Genre: Smut, romance, Future, Incest⚠️🔧 ⚙️ Main Couple: VKook, may be Vers ⚙️ Age category: +21⛔ ⚙️ Writer: Jisog ⚙️ Up-Time: Weekly on _____🏎️_____ "پیست میامِی"؛ جایی که سرنوشت با سرعت ۳۰۰ کیلومتر بر ساعت نوشته می‌شه! جئون جونگ‌کوک، ستاره‌ی بی‌رقیب فرمول ۱، توی مسیر قهرمانی می‌تازه و با رابطه‌ای عاشقانه که هرکسی آرزوشو داره، زندگی‌ش بی‌نقص به نظر میاد. ولی یه ترس عمیق سایه‌ای روی این خوشبختی انداخته: اگه راز بزرگ زندگیش فاش بشه، چی از دست می‌ده؟ همه‌چی زمانی پیچیده‌تر می‌شه که یه مکانیک مرموز با چشم‌هایی ناهمسان وارد زندگیش می‌شه. نگاهش، مثل چراغ‌های جلوی یه ماشین مسابقه، خیره‌کننده و سرد، روی آسفالت سیاه شب می‌درخشه و انگار یه چیز پنهونی توش منتظره. اسمش "وی‌رُون" نشونه‌ی سرعت، قدرت و چیزی فراتر از خطره... حضور این آدم، مثل یه سایه‌ی تاریک، لرزه‌ای توی دل جونگ‌کوک می‌ندازه؛ تهدیدی که همیشه یه قدم جلوتر از اون نشسته. چه کسی پشت این چهره‌ی مرموز وایستاده؟ آیا جونگ‌کوک می‌تونه از این بازی خطرناک جون سالم به در ببره، یا همه‌چیز تو این مسیر پرسرعت از کنترل خارج می‌شه؟ + بوی روغن ماشین؟ فقط وقتی برام جذابه که به جای موتور، از روی سیکس‌پک‌های داغ مکانیک جدیدم بخار بشه
anda mungkin juga menyukai
Slide 1 of 10
Time; YoonMin | Per Translation cover
« تاراج » « 약탈 » cover
3 Musketeers  cover
vampire ( خون‌آشام) cover
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover
𝐖𝐢𝐭𝐡 𝐚𝐥𝐥 𝐨𝐟 𝐲𝐨𝐮𝐫 𝐝𝐢𝐟𝐟𝐞𝐫𝐞𝐧𝐜𝐞 cover
665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|° cover
NO LIMIT •|ziam|• COMPLETED cover
زیـــــــــندانیــــــ ســـــــــەیر⚠︎︎||✔️ cover
Self Made Love⏱️🚬 | VKook cover

Time; YoonMin | Per Translation

38 bab Bersambung

زمان | Time خلاصه: پارک جیمین ناراحت و تنهاست؛ پارتنری که 15 سال باهم بودن، از نظر احساسی و فیزیکی بعد از سالها سواستفاده و سورفتار اون رو رها کرد و روش اثر بدی گذاشت و باعث شد توی تمام زندگی همچین احساس سنگینی داشته باشه. اون آرزو می کنه یه شانس دیگه برای برگشت به عقب داشته باشه و توی اون زمان که تو دبیرستان بودن؛ دیگه احساسات اون مرد رو نپذیره. یه تصادف، یه تغییر، یه شانس.. وقتی جیمین با یه ماشین تصادف میکنه و به سمت مرگش ته یه دریاچه ی یخ زده می بره جیمین میدونه که قرار بمیره اما با اینکه فقط 30 سالشه از این رفتنش خوشحاله. هرچند، مرگ نقشه دیگه ای برای این مرد داره. مرگ به جیمین پیشنهادی رو میده که همیشه می خواسته. یه شانس دوم. تنها نکته ای که وجود داره اینکه اون دوباره تو 30 سالگی، همین روزی که کشته شده؛ خواهد مرد اما تو این زمان به سن 15 سالگیش برمیگرده تا زندگیش رو دوباره شروع کنه. جیمین هم با اشتیاق و بدون توجه به عواقب این تصمیم قبول میکنه. چه اتفاقی میوفته وقتی همین قدم، تمام دنیاش رو تغییر بده. چه اتفاقی میوفته وقتی به خودش اجازه میده که با نوجوون پردردسر و تنهایی که سال ها قبل به خاطر ترس ازش کناره گرفته رو به روشه و اون رو بپذیره. چه اتفاقی میوفته اگه اون چیزی که قلبش این همه سال نداشته رو (عشق)،