پاریس،لندن و سئول.
دههی هشتاد الی نود میلادی.
بوی زننده الکل و دستگاه شوک.
برگههای خونی و پر از معما و در همون حال پوشیده از تاریکی و غم.
دیوانگی،هفت حرف که یک کلمه رو تشکیل میدادن؛کلمهای که خیلی وقته توی زندگیش رنگ و بو گرفته.
برای اینکه دیوانه خطاب بشی لازم به روپوش سفید و تخت آهنگیِ اون مکان های عجیب نیست،وحشت از موجوداتی به نام انسان و فرار از درخشش هم نوعی بیماریه.
اون روز که درحال خوندن فاتحهاش دربرابر روشنایی بود،کسی اومد و با کت قهوهایش تاریکی رو با شیرینی عجیبی بهش برگردوند،اما انگار اون غریبه هم جزئی از نور زنندهی اطراف بود و اون متوجهش نشد تا زمانی که درخشید.
چی میشه اگه از خورشید سیاهی،ناجی عزیزش..بخواد که در حمل تاریکی کمکش کنه؟!
.........
-یه چیزایی فقط باید از دور دیده بشن،از دور قشنگن،از دور دست نیافتی و خواستنی به نظر میرسن،بری نزدیکش تازه میفهمی چقدر زشتی داره،چقدر خطرناکه،چقدر تکراری و مزخرفه،احساس خطر میکنی و مرحله بعدی فراره،من دقیقا همون چیزیم که فقط از دور قشنگه!
Planned
Vkook,Hopemin
Wr:Napoleon
Genre: Pyschological,Romance,Drama,Angst,Police,Mystery
𖥔لمسِ گناه𖥔🔞
کیم تهیونگ که پساز مرگ دخترش خودش رو از دنیا جدا کرده، مجبور میشه بهمدت شش ماه، بادیگارد و همخونهی جئون جونگکوک، پسری که دوازده سال ازش کوچیکتره، بشه. ژیمناستیککاری که معصومیتش رو پشت سرکشی پنهان کرده. تهیونگ برای مبارزه و حفاظت آموزش دیده بود؛ اما نه برای پسری که بودنش، خطی باریک میان وظیفه و وسوسهای بود که باید زیر یک سقف، اون رو تحمل میکرد.
- من زن و بچه داشتم جونگکوک، هیچوقت از مردها خوشم نمیاومده.
- برای همین وقتی تمرین میکنم خشتکت تنگ میشه؟
⊹ نام⤟لمسِ گناه
⊹ کاپل⤟ویکوک
⊹ ژانر⤟انگست/رومنس/درام/اسمات