Never Go To Stark Party

Never Go To Stark Party

  • WpView
    LECTURAS 1,040
  • WpVote
    Votos 135
  • WpPart
    Partes 12
WpMetadataReadContinúa
WpMetadataNoticeÚltima publicación vie, ago 16, 2024
×فیک ترجمه شدس و داستان رو خودم ننوشتم⚠️× باکی نمیتونست آروم بگیره میتونست؟نه،کائنات فقط باید یه چیز رو برای اون فراهم میکردن. یه چیزه ساده مثل یه شب آروم با بهترین دوستش استیو،خواسته زیادیه؟ --- بعد از رفتن به یکی از مهمونی های تونی،باکی از اون زمان مریض بود.حالت تهوع صبحگاهی و میل شدید به دستشویی کردن اونو نفرین کرده بود،نمی‌دونست چه بلایی سرش اومده. تا اینکه بعد از صحبت با ناتاشا به یک نتیجه رسیدن، یه نتیجه وحشتناک.اون باردار بود. اما این بدترین قسمتش نبود، استیو همیشه بهش نگاه می‌کرد و هرقت اطراف اون بود عجیب رفتار می‌کرد و به اون میگفت باید درباره مهمونی تونی صحبت کنن. اون ممکنه خیلی چیزا باشه، اما احمق جز اونا نیست. اون میدونست صحبت کردن درباره اون شب فقط یه سردرد دیگه میاره، اون لعنتی مدت زمان طولانی با استیو توی یه اتاق بودن و این کافی بود تا بفهمه موضوع از چه قراره.
Todos los derechos reservados
#4
marvel
WpChevronRight
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • 💎••SpotLight••💎
  • bunny and bear (Taehkook)
  • Wrong number
  • « تاراج » « 약탈 »
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • �𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido