Hemlock.

Hemlock.

  • WpView
    Reads 80
  • WpVote
    Votes 10
  • WpPart
    Parts 3
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sun, Sep 20, 2026
WpInfo
Fanfic
1Direction
«دقيق يادم نيست. حدودا هفت سالم بود كه وارد ازمایشگاه شدم. من قبل دزديده شدن هم چندان زندگی جالبى نداشتم. يه چیزایی از اجساد گرسنه اى كه كنار زباله‌دونى تجزيه مى شدن يادمه. يكى از اونها مادرم بود. خودم جسدشو از اونهمه گربه و سگ هاى گرسنه دور كردم. شب خودم رو بين بازو هاى سردش جا دادم و خوابيدم. صبح ولى هيچ بازويى دور بدنم نبود. با یه موجود جدید و منزجر کننده رو به رو شدم. گوشت هايى كه بريده شده بود، استخوون هاى شكسته و پوستى كه تكه هاى كنده شده ش تو ذوق مى زد. و بدتر از هرچیزی ديدن پير مردى بود كه تكه هاى خام گوشت بين دندوناش و خون روى لباسش كاملا از وعده ى غذايى حال به هم زنش خبر ميداد. در اصل من مادرم رو از حيوون ها نجات دادم كه غذاى ادما بشه. شايد تو هم همينكار رو كردى... تو هم منواز دست خودت نجات دادى؟ كه طعمه عوضياى بدتر از خودت بشم. که بهم بگی هرگز دوستم نداشتی. تا هیچ‌وقت برای نابودی تشکیلاتتون اقدام نکنم. بشکنم و درون خودم فروبریزم و نابود شم. اگه اینطوریه که، تبریک می‌گم؛ موفق شدی. البته، موقتا. می‌دونی که لذت انتقام گرفتن و نابود کردنت رو به هیچ چیز دیگه ای ترجیح نمی‌دم. حتی به دوباره دیدن عشق دروغین نگاهت. تو نابودی و کشتن عواطفم موفق بودی؛ بی رحمی رو ازت یاد گرفتم عزیز من. خیلی خوب یاد گرفتمش.»
All Rights Reserved
#4
zayn
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • SOLUS
  • 𝗦𝗶𝗻 𝗢𝗳 𝗧𝗼𝘂𝗰𝗵 ⑈𝗩𝗞𝗼𝗼𝗸 ⑈
  • Silence
  • 𝑆𝑖𝑙𝑣𝑒𝑟 𝐿𝑖𝑛𝑖𝑛𝑔𝑠 𝑃𝑙𝑎𝑦𝑏𝑜𝑜𝑘[ᵏᵒᵒᵏᵛ]
  • Russian Vodka ᴷⱽ
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • Lovelorn
  • CARA | VKOOK
  • Losers Club[hyunlix]
  • My little boy in pain
SOLUS

Couple: Kookv Genres: Romance, Omegaverse, Action, Crime, Smut By: DY Summary: تهیونگ یه پسر بیست ساله شیطون و برونگراست که توی هنرهای رزمی حرف نداره و توی آکادمی نظامی سئول همراه با چهارتا از بهترین دوستاش درس میخونه. همه چیز توی زندگی اون امگا طبق روتین بود تا اینکه بهشون گفتن برای کاراموزی باید وارد پایگاه های نظامی بشن و برای مدتی اونجا زندگی کنن. چی میشه اگر تهیونگ و دوستاش که از دیوار راست بالا میرن ، برای پایگاه مرکزی سئول انتخاب بشن؟ پایگاهی که سختگیرانه ترین قوانین به همراه یه فرمانده ی قدرتمند ، جدی و مستبد داره؟ فرمانده ای که بی دلیل از تهیونگ متنفره! آپ : روز های زوج

More details
WpActionLinkContent Guidelines