Emerald blue eyes

Emerald blue eyes

  • WpView
    Reads 11,577
  • WpVote
    Votes 1,386
  • WpPart
    Parts 20
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Nov 16, 2024
Name: Emerald blue eyes /چشمهای ابی زمردی Writer: Helma Ganre: Omegaros_ Smut_ Royal_ mpreg Capel: Vkook_ Namjin ×÷×÷×÷×÷×÷×÷×÷×÷×÷ روی نرده ها نشستم و به ماه خیره شدم . «میفهمم که با یه هدفی نزدیکم میشی جونگ کوکشی اما مطمئن باش نمیذارم بعد از رسیدن به هدفت الفات رو ترک کنی. این یه بازی دو سر باخته برای تو، اگه الفات رو رها کنی گرگت میمیره اما اگه تا اخر با من بمونی خودت و نابود کردی پس بهتره عاشقم بشی تا ضربه نخوری. » پوزخندی به ماه زدم که زیبایی و شکوهش داشت توی اسمون سیاه پادشاهی میکرد. «لونای کوچولوییه، هر چه قدرم نشون بده بزرگ و قدرتمنده اما در برابر من کوچیکه.» ×÷×÷×÷×÷×÷×÷×÷×÷×÷ «خیله خب گرگ کیوت، پاشو تا دوباره فکر تجاوز به سرم نزده.» معلوم بود شوخی میکرد، و من از این جنبش زیادی خوشم میومد. تهیونگ با تکون خوردنش خواست عقب بکشه که توی یه تصمیم انی یقش رو گرفتم و سمت خودم کشیدمش . بدون تلف کردن ثانیه ای لبهام رو محکم به لبهای قلوه ایش کوبوندم وهمون اول بوسه ی خیسی روشون گذاشتم. اگر قرار باشه من وابستش بشم، بهتره اون هم وابسته ی من بشه. از این که رابطمون یک طرفه باشه متنفرم پس باید اون رو هم درگیر خودم بکنم. لبهام رو که اروم روی لباش حرکت میکرد عقب اوردم و شاهد چشمهای متعجبش شدم. این اولین بار بود که چشمهای درشت شده و قیافه ی
Public Domain
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • ༒❦𝕾𞤵𝖕ͤ𝐞𝖗ᷢɲᷡ𐙦𝐚ᵀᶶຸɼᵄᰯⱠ᪵❦༒
  • In the depth of the soul [vkook]
  • me
  • low battery 2
  • DON'T IGNORE ME
  • شیطانِ تنها
  • بیگانه سیاه پوش
  • baby smell my devil
  • بۆچی؟ what[وەنشۆت]
  • ئاشقت بووم بەڵام چیت کرد؟(کۆتایی هاتووە)

دَر‌دَست‌خود‌کِلیدی‌داری....🗝🌓کِ‌در‌را‌به‌سوی‌دُنیای‌دیگر‌میگشاید...🥀 اَز‌دُنیآی‌اَمن‌وراحَتَت‌‌‌یِک‌قَدَم‌فآصِله‌بگیر...🌪🪐وبآ‌کِلیدَت‌در‌را‌به‌سوی‌‌دُنیآی‌دَگَر‌بآز‌کن....🔮

More details
WpActionLinkContent Guidelines