Story cover for oneshot (BTS) by adyasii
oneshot (BTS)
  • WpView
    Reads 12,753
  • WpVote
    Votes 747
  • WpPart
    Parts 57
  • WpView
    Reads 12,753
  • WpVote
    Votes 747
  • WpPart
    Parts 57
Complete, First published Jul 14, 2023
های.
آدیا صحبت می‌کنه.
من اومدم با یک سری سناریو و وانشات(: 
حقیقتاً بچه‌های کوچکم بیشترین قسمت قلبم رو تسخیر کردن.
پس بچه‌هام رو دوست داشته باشید و بهشون عشق بورزید.


درخواستی هم پذیرفته می‌شه‌🌙

Writer:ᴬᵈʸᴬ.ᶳᶤ
All Rights Reserved
Table of contents
Sign up to add oneshot (BTS) to your library and receive updates
or
#169romance
Content Guidelines
You may also like
THE SECRET HUSBAND  by Helen___Aw
76 parts Complete
[Completed] کیم تهیونگ و جئون جونگکوک ازدواج کردن... اما اونا دو ساله که همدیگرو ندیدن...اونا فقط یکبار تو کل زندگیشون همو دیدن و اونم روز عروسیشون بوده ولی به همدیگه با دقت نگاه نکردن جونگکوک اسم شوهرش رو می‌دونه...چون این اسمیه که همه جا به عنوان سرپرست قانونیش ثبت شده ولی تهیونگ، اون حتی اسم همسرشم نمیدونه... تهیونگ کانادا زندگی میکنه و هر ماه مبلغ زیادی رو به یه حساب خاص منتقل می کنه ... جونگکوک دانش آموزی توی سئوله...همه توی کالج، حتی معلم ها هم ازش می ترسن...اون چیزی نمیگه و فقط با مشت حرف می زنه و برای همه قلدری میکنه... هیچکسی توی کالجش راجب خانوادش چیزی نمیدونه، اونا فقط دیدن که پسر سوار ماشین های اسپرت گرون قیمت میشه و لباس های گرون میپوشه. اون یه اکیپ دوست داره که به همون اندازه لوس و بدجنسن اما از خانوادش چیزی نمیدونن‌. جونگکوک میخواد طلاق بگیره. هرکاری می‌کنه تا طلاق بگیره...اون از ازدواج متنفره...اون مثل یه پرنده آزاده... ولی... چی میشه اگه کالج یه مهمونی برگزار کنه... یه جونگ کوکِ مست بدون اینکه بدونه با شوهرش میخوابه...؟؟؟؟؟؟ چرا تهیونگ به سئول برگشت...؟؟؟؟؟ واکنش اونا در مورد شناخت همدیگه چیه...؟؟؟؟؟ Genre: romance, angst, fluff,smut, melodrama, mafia Couple: Vkook Translator:Helen___Aw Writer: bora95purple 🥇 Romance 🥇 Taehyung 🥇 Vkook 🥇Fanfiction 🥇boyxb
𝐂𝐑𝐔𝐄𝐋 | 𝐕𝐊𝐎𝐎𝐊 by jeunkookv
14 parts Ongoing
بی‌رحم-Cruel افسر جئون جونگ‌کوک، به دلیل مأموریت ویژه‌ای که از طرف سازمان ویژه‌‌ی جاسوسی به او و همکارش موکول شده، بالاجبار کره‌جنوبی را به مقصد روسیه ترک کرده و طی عملیات با فرمانده کیم تهیونگ، یکی از بی‌رحم‌ترین افسر‌های سازمان جاسوسی روسیه همراه و هم تیم شده. همکاری‌ای که با مایل‌ها فاصله میشه تنشی که مشودانه برگرفته از تنفر و جدال هست رو تشخیص داد تا جایی که این جدال به مرحله‌ای از آسیب رسیدن به جسم هم می‌رسه. جئون جونگ‌کوک به اطمینان قطعی راجع به سنگی بودن قلبِ فرمانده‌ی بی‌رحمش می‌رسه اما در نهایت این خودِ اون مرد بود که باعث ریشه زدن احساسات درون قلبِ تیره رنگ فرمانده‌اش میشه و با جدی شدن روند مأموریت و ورود شخص سوم همه چیز پی‌چیده‌تر میشه... "-داری می‌لرزی بی‌پناهِ من. --بی‌پناهِ تو؟ -من سَرپناهت بودم قلب، زمانی که ما عاشق هم بودیم! --ما عاشق هم بودیم؟ -ما عاشق هم بودیم بی‌پناهِ تهیونگ و من به این عشق دو طرفه بیشتر از تنفس ریه‌هام از اتمسفر پُر شده از عطر تلخ الانت اطمینان دارم. --بودیم. -تو داری می‌پذیریش؟ --من دارم بهت یادآوری می‌کنم که از فعل گذشته استفاده کردی فرمانده، گذشته‌ای که از خاطر من پاک شده." -𝗧𝗲𝗹𝗲𝗴𝗿𝗮𝗺: @jeunkookv
You may also like
Slide 1 of 10
ولیعهد سرکش cover
my baby boys(BDSM) cover
LOST (Yoonmin) cover
GOLD cover
THE SECRET HUSBAND  cover
𝐂𝐑𝐔𝐄𝐋 | 𝐕𝐊𝐎𝐎𝐊 cover
SENARIO BOOK "1" cover
You're mine | تو مال منی cover
برا منی جئون cover
یک فنجان قهوه cover

ولیعهد سرکش

45 parts Ongoing

بوی خون و مرگ در اطرافم پیچیده بود، دشمن از هر طرف محاصره شده بود، سربازان و ژنرال‌های قدرتمند همگی برای نجات جانشان زانو زده و تسلیم شده بودند و من به او خیره شده بودم؛ جسم زخمی و عصیان‌گری که همچنان در برابر فوج عظیم سربازانم می‌جنگید. شاید در نگاه سربازانم تنها رقص ماهرانه شمشیرش به چشم می‌آمد اما من میتوانستم ناامیدی، خستگی و حتی ترس را از چشمانش بخوانم. محبوب سرکش و عاصی من.... در بحبوحه جنگ شیلا و بکجه، یونگی ولیعهد بکجه مجبور به انتخابی سخت می‌شود؛ قربانی شدن مردم و سربازانش یا قربانی شدن سرنوشتش و البته که ولیعهد سرکش ما مقام خود را در راه نجات مردمش فدا می‌کند. امپراطور شیلا شرط سختی پیش پای یونگی میگذارد؛ قتل‌عام سربازان و مردم بکجه یا واگذاری ولیعهدی و ازدواج با برادر کوچکتر امپراطور شیلا.... داستان در دنیای امگاورس اتفاق می‌افته و البته که این اولین فیک و تجربه من هست.