
-dahlia- تو میون پارچه های سفید قدم میزدی و من پیرو عطر مسخ کننده تن تو دنبالت میومدم اگر بهت میرسیدم، دست هات رو میگرفتم و میبوسیدم اونموقع دست های تو آرامگاه روح من میشد و از حبس این جسم تیره رها میشد شاید اونوقت شانس این رو پیدا میکردم که تا ابد کنارت قدم بزنم و از هوات نفس بکشم کاپل: یونمین، ویکوک ژانر: رزمره، انگست، رومنس، اسمات (سکرت)All Rights Reserved