
زندگی هیجان انگیز: ته ته : تو بگو جونگکوک از کجا شروع شد جیمین کی مال تو شد کوک: اوه جیمین کی مال من خب شاید از اون موقعی اون قیافه خواستینش رو دیده بودم ته ته:چرا مال خودت نکردیش همون موقع کوک:چون دوست نداشتم وارد زندگی پر خطر من شه ته ته: چرا کوک: چون تو سنی بود که باید از جونیش لذت میبرد ته ته: خب همینم الانم ک تو سنی هست ک حتما دلش میخاد کار های زیادی رو تنهایی تجربه کنه پیشمون نیستی ک چرا دیر باهاش وارد رابطه شدی کوک: من..خب. نمیخواستم یکی دیگه ام مثل من از بچگی وارد زندگی ک نمیخاد بشه ته ته: هوم درک میکنم جونگکوکا.. کوک: با اینکه با سختیای زیاد تونستم دوریشو تحمل کنم اما اون موقع نتونستم تو میفهمی مگه نه حالا حس بی انتهایی که نسبت بهش دارم و درک میکنی ته ته: هوم جیم: من تاریـک ترین قسمتای روحتو دیدم و به جای رفتن بوسیـدمشون جـونگکوک جیم:میشه انقدر کیوت نباشی کوکی کوک: من فقط برا جوجه ام کیوتم جیم: نمیتونم تمرکز کنم خب کوک: منم همینو میخام بیبی ☆سلام من برای اولین بار شروع کردم به نوشتن فیکشن اولین تجربم از نویسندگی هست دوستان کاپل اصلی : کوکمین، نامجین کاپل فرعی : سپ ، تهیو امیدوارم خوشتون بیاد ☆ ژانر: مافیا، درام، اسمات، هیجان انگیز ، و هپی آخرای داستانهAll Rights Reserved