جونگکوک ، بالرینی با رویا پیروزی در مسابقه بزرگ ، به طور اتفاقی با پیانیست مرموزی ( تهیونگ )آشنا میشود. آنچه از یک همکاری ساده شروع میشود ، آرام آرام به تمنایی میان نت ها و حرکات بدل میشود.... ■○■○■○■○■○■○■○■ _ بزار حقیقت رو بهت بگم .. منسردم ،سختم ، عصبیمبرای همه .. به جز تو . ■○■○■○■○■○■○■○■ + تو از عاشق شدن میترسی . _ من از عاشق شدن نمیترسم.. از جهانی میترسم که تو توش نباشی ، حتی اگه زیبا ترین دنیا باشه .. از این میترسم که دوباره بهت عادت کنم .
Más detalles