black pearl

black pearl

  • WpView
    Reads 18,053
  • WpVote
    Votes 2,734
  • WpPart
    Parts 48
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Fri, Aug 28, 2026
WpInfo
Fanfic
BTS
Historical
18th Century
Royalty
این امپراطوری به یک جانشین نخست وزیری نیاز داشت، مقامی که دو فرد یک خاندان بر سرش جنگ داشتند، همه چیز از همین جنگ شروع شد. مین یونگی و کیم تهیونگ، دو آلفای خاندان مین، کسانی بودند که در صف اول نامزد های جانشینی نخست وزیری بودند. همه چیز از یک جنگ بر سر قدرت شروع شد. اما... هیچ چیز همانطور نمی‌ماند، رقابت سست می‌شود و حاصلش چیزی جز بدیمنی نخواهد بود.. #black_pearl #مروارید_سیاه
All Rights Reserved
#1
تهگی
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • دادستان بدعنق من
  • ولیعهد سرکش
  • GODFATHER
  • ᴡᴏᴍʙ | ᴋᴏᴏᴋᴠ✔️
  • Солнце Надежды
  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°
  •  The Kim troublebook
  • Is it mine?!
  • Extinct | namjin
  • [‌ETHEREAL‌‌]

در ساختمان دادستانی مرکزی سئول کسی نبود که از کراش سفت و سخت کیم نامجون، افسر پلیس جوان بر روی مین شوگا، دادستان بدعنق و کاربلد تیم ویژه تحقیقات خبر نداشته باشد، از دربان مقابل اداره گرفته تا رئیس دادستانی، همه میدانستند که نامجون چقدر در کف شوگاست و در مقابل شوگا محل سگ هم به او نمی‌گذارد. نامجون سال‌ها بود که در حسرت گوشه‌چشمی از آن دادستان بی‌رحم می‌سوخت و دم نمیزد، تنها چیزی که کمی به او امید می‌داد این بود که شوگا نه تنها به او بلکه به هیچکس دیگر هم محل نمی‌گذارد، اما آیا حقیقت آنطور بود که او فکر می‌کرد؟ همه چیز با یک تماس دگرگون شد، نامجون نباید با دیدن لبخند شوگا به هنگام نگاه کردن به مخاطب پشت تلفن‌همراهش و خروج مشکوکش از اداره، او را تعقیب می‌کرد. نامجون نباید آن روز از خودش کنجکاوی نشان می‌داد، در آن صورت شاهد بوسه او و دوست‌پسرش نیز نبود. کاخ رویاهای نامجون حالا بر روی سرش ویران شده بود، اما نامجون هم کسی نبود که به این راحتی تسلیم شود، او چندین سال انتظار نکشیده بود که یک مرد از ناکجا سر برسد و کسی که سهم اوست را به این آسانی بقاپد، دیگر انتظار کشیدن در سکوت و تماشای دادستان بدعنقش از دور کافی بود، نامجون حالا مصمم شده بود که دوست‌پسر شوگا را کنار بزند و خودش، او را مالک شود.

More details
WpActionLinkContent Guidelines