my cute love ( vkook )

my cute love ( vkook )

  • WpView
    OKUNANLAR 2,238
  • WpVote
    Oylar 178
  • WpPart
    Bölümler 9
WpMetadataReadDevam ediyor
WpMetadataNoticeSon yayınlanan Pzt, Haz 10, 2024
خلاصه داستان : اين فيك راجب يه هيبريد خرگوش هست كه از دست يك يا چند نفر فرار كرده اون در هين فرار كردن سر از حياط پشتى يه دبيرستان در مياره و دقيقا همون لحظه با يه پسر چشم تو چشم ميشه 💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜 قسمتى از فيك 👇 -نكنه ميخواد شكنجم بده كه اينجورى بهم زل زده شايدم ميخواد ازم مراقبت كنه بايد مراقب باشم و حواسم رو حمع كنم داره مياد سمتم بايد فرار كن...ولى حس ترس بهم دست نميده شايد پسر خوبى باشه! + اول ميخواست ازم فرار كنه ولى بعد وايساد انگار كه ازم نميترسه نكنه چون دستش زخمى شده نميتونه فرار كنه تصميم عاقلانه اينه كه باخودم ببرمش خونه تا زخمش رو براش ببندم 💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜 💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜 كاپل اصلى : ويكوك ، يونمين ( يونمين هم ممكنه نباشه ممكنه هم باشه ) كاپل فرعى : نامجين ( البته ممكنه هم نباشه ولى خوب ) توضيح كوچولو : اين اولين فيكى هست كه مينويسم پس لطفا حمايتم كنيد 💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜 روز اپ : پنج شنبه ها ( یه هفته درمیون ) 💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜 ژانر: كيوت ، فلاف،گوگول مگولى ، زندگى روزمره، سافت ، ( شايد يك خورده هم اسمات ) ( این اولین فیک من هست و ممکنه یه نقص هایی داشته باشه دیگه به بزرگی خودتون ببخشید)
Tüm hakları saklıdır
#140
namjin
WpChevronRight
En büyük hikaye anlatıcılığı topluluğuna katılınKişiselleştirilmiş hikaye önerileri alın, favorilerinizi kütüphanenize kaydedin ve topluluğunuzu büyütmek için yorum yapın ve oy verin.
Illustration

Ayrıca sevebilecekleriniz

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • « تاراج » « 약탈 »
  • Wrong number
  • bunny and bear (Taehkook)
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • 💎••SpotLight••💎
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

Daha fazla bilgi
WpActionLinkİçerik Rehberi