Alzheimer

Alzheimer

  • WpView
    Lecturas 1,278
  • WpVote
    Votos 123
  • WpPart
    Partes 7
WpMetadataReadConcluida vie, ago 4, 2023
WpInfo
Fanfic
Etiquetaslightromance
ژانر: انگست. رمنس . درام . فراموشی . تراژدی کاپل اصلی: نامته کاپل فرعی: هوپمین، یونکوک برشی از داستان: انقدر توی حرفاش و فریادهاش گم شده بود که نفهمید داره تهیونگو به خارج از شهر میبره جایی که همیشه نا خودآگاه به سمتش کشیده میشد: قبرستون! یک آن فقط روشو بر گردوند و به قیافه بهت زده تهیونگ خیره شد. -آقا...آقا سرم داد نکش! تو..کی هستی؟؟ فشار عصبی باز به تهیونگ دست داد و دوباره همون تراژدی همیشگی؛ اون دچار فراموشی ناگهانی شده بود. نامجون با شنیدن این جمله پاهاشو محکم روی ترمز فشرد. به تهیونگی که چشماش اماده گریه بودن خیره شد. +من...من متاسفم تهیونگ ببخشید که... دستاشو برد تا صورت تهیونگو قاب بگیره اما تهیونگ دستاشو پس زد.
Todos los derechos reservados
#3
light
WpChevronRight
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • My little boy in pain
  • Losers Club[hyunlix]
  • Dark half
  • CARA | VKOOK
  • Russian Vodka ᴷⱽ
  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°
  • شریک خون| BloodBound
  • The problems of roomate
  • SOLUS
  • Strawberry & Cigarette - VK

یک شب بارانی. یک امگای فراری. یک کودک که تنها دلیل زنده ماندنش است. و کلبه‌ای در اعماق جنگل که قرار نبود پناهگاه هیچ‌کس باشد. جونگکوک برای نجات خودش و بچه‌اش از زندگی‌ای که دیگر تحملش را ندارد فرار می‌کند؛ اما چیزی که انتظارش را ندارد، آلفایی‌ست که در آن کلبه زندگی می‌کند. کیم تهیونگ قرار نبود وارد زندگی جونگکوک شود... اما حالا که شده، دیگر هیچ‌کدامشان نمی‌توانند وانمود کنند همه‌چیز مثل قبل است. آیا عشق می‌تواند زخم‌هایی را درمان کند که گذشته هنوز هر روز تازه‌شان می‌کند؟ Couple: Vkoook Genre: Drama | Romance | Angst | Mpreg | Omegaverse | Fluff وضعیت : درحال آپ روزهای آپ : شنبه ها و چهارشنبه ها 🥇فلاف 🥇ویکوک 🥇تهیونگ 🥇امپرگ 🥇Omegaverse 🥇Angst

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido