♪singer omega♪
  • Reads 10,833
  • Votes 1,305
  • Parts 15
  • Reads 10,833
  • Votes 1,305
  • Parts 15
Ongoing, First published Aug 09, 2023
داستان از جایی شروع میشه که جیمین تنها امگایی میشه که سولو دبیو میکنه و بی تی اس( که اینجا شش نفرن)هم زمان با جیمین دبیو میکنن و این باعث دوستی عمیقی بینشون میشه و اتفاقات خوب و بد زیادی قراره تجربه کنن. 

کاپل ها:سوپمین، تهکوک، نامجین

ژانر:امگاورس، تریسام، ددی کینک،کمدی، جنایی و... 

امیدوارم لذت ببرید 3>
روز های آپ:نامشخص🥲

برای جالب شدن داستان جیمین سولو دبیو میکنه وگرنه 7-1=0💜

⚠️شخصیت ها در این فیکشن کاملا ساختگی هستند و هیچ ربطی به زندگی شخصی اعضا ندارند و فقط جهت تصویر سازی بهتر شما از نام و چهره آنها استفاده شده است.
All Rights Reserved
Sign up to add ♪singer omega♪ to your library and receive updates
or
#3ددی
Content Guidelines
You may also like
✧HOME✧ by timi_vkook
42 parts Ongoing
وضعیت عمارت کیم افتضاح بود. همه جا سکوت کر کننده ای جیغ میکشید و تنها کسی که این وسط با آرامش دمنوشش رو مزه میکرد تهیونگ بود و این رفتار خونسردانه اش داشت تمام نورون های عصبی خانواده رو بیشتر و بیشتر تحریک میکرد.. انگار ک متوجههِ ماجرای پیش اومده نشده بود! این ماجرا نه تنها زندگی خودش بلکه تمام اطرافیانش،حتی باغبون عمارت هم تحت تاثیر خودش قرار میداد. هنوزم صدای مجری مو کوتاه و خوش قیافه شبکه خبر توی گوشاشون پخش میشد "کیم تهیونگ،تنها فرزند تاجر بزرگ،کیم دهیون گی است؟" _______________________________ قسمتی از داستان: ×گول چندتا بوس و بغل و نگاه پر لذت و نخور بدبخت! اینا همش شهوته..تهیونگ آدم خودخواهیه حالا که فرصتشو داره میخواد تمام استفاده اش رو ازت بکنه.اونی که اول و آخرش واسش میمونه منم مننننن! + تو به قول خودت چند سال جلو چشمش،بیخ گوشش و توی بغلش بودی ولی من و ندید انتخاب کرد.. اونم نه برای یه وان نایت برای ساختن تموم زندگیش توی بغلم!! _______________________________ کاپل:ویکوک ژانر:زندگی روزمره_رمنس_اسمات وضعیت:درحال آپ نوبسنده:@tiam_vkook
TENSION🍷(vkook) by seta8603
38 parts Ongoing
تَنِش . ( از اسم فیک مشخصه ، کسانی که اعصابشو ندارن نخونن ⭕️) کیم وی،مرد به شدت پرنفوذی که ممکنه هرکاری ازش سر بزنه و همین دلیلی میشه که همسرش جئون جانگکوک ازش طلاق بگیره ، اونم با یه بچه .... چون قبل ازدواج کاملا سنتی و بدون شناختشون هیچ ایده ای راجب اخلاق و شغل همسرش نداشت و بعد ازدواج که متوجه این موضوع میشه نمیتونه کنار بیاد . اما تهیونگ نمیزاره جانگکوک بچشو ببینه مگر اینکه هربار .... ******* "میخوام بیام بچم رو ببینم ، بومیگیرم سیگارتو خاموش کن" دست زیر گلوم گذاشت "تو که قرار نیست دیگه ببینیش ! نگران نباش" مسخ شدم " یعنی چی ؟!" گلومو کمی فشار داد " یعنی دیگه به پامم بیوفتی ؛ نمیزارم دستت به دخترم برسه" خواستم چیزی بگم که ولم کردو پشت چشم های بهت زدم اتاقو ترک کرد . *** روند اپ : نامنظم ⭕️ فیک حول محور سال ۱۹۹۹_۲۰۰۲ میلادی میچرخه. Happy end ❗️ Gener: omegavers ، emotional ،romance ،Angst، drama Couple: vkook ،....... Setayesh* ❗️این اولین تجربه داستان نویسیمه و قطعا مشکلاتی داره‌ ولی ممنون که انتخوابش کردی
You may also like
Slide 1 of 10
Fake Chats KV cover
𝖮︎𝗋𝖺𝗇︎𝗀︎𝖾 𝗌𝗍𝖺𝗋 | 𝐕𝐊 cover
بوک های کامل شده تهکوک cover
𝐕𝐞𝐭𝐢𝐯𝐞𝐫🌱 cover
✧HOME✧ cover
TENSION🍷(vkook) cover
Your eyes tell || VK || Completed cover
Ninety-nine cover
⚜️𝕲𝖊𝖓𝖊𝖗𝖆𝖑⚜️ cover
Heartbeat |sevensome| cover

Fake Chats KV

9 parts Ongoing

فیک‌چت‌های تک‌پارتی و چند پارتیِ کوکوی🍓✨