|انتقام|
تهیونگی که تازه از لندن برگشته،مجبور به ازدواج با پسر داییش جئون جونگکوک میشه
__________
جونگکوکی که به صورت پنهانی تحت درمان بخاطر مشکلات روانی ناشی از ترومای کودکیش قرار دارد!
__________
نامه از دستش سر خورد،توی بهت فرو رفته بود،به سختی گردنشو چرخ داد و نگاه شوکه شو به بچه های خوابیده توی کالسکه انداخت.
بچه هات؟! جونگکوک؟!
اون دوتا طفل معصوم نطفه های حرومزاده ی همسرش بودند؟!
__________
گوشه ی دیوار کز کرده،به جونگکوک که چهره اش به طرز خطرناکی عوض شده بود،خیره شد!
جونگکوک:«بهت گفته بودم اون روی سگ منو بالا نیار!!!!»
couple:taekook(اصلی),yoonmin,....
Genre:smut,mystery,horror,(ازدواج اجباری),slice of life, روانشناختی,🔞
written by heyli
شروع آپ"12 آگوست 2023"/22مرداد 1402
پایان آپ"...."
هشدار!!
داستان پره بگاییه وازلین به همراه خود داشته باشین!!!!
"ستاد مبارزه با پارگی"
بچه مچه نیاد🚷
رابطهاش با سهون قبل روز تولدش عالی بود. سهون با خنده نگاهش میکرد و خاطرات روزش رو براش تعریف میکرد. وقتی میدیدش بغلش میکرد و کلی کارهای دیگه که دوستهای صمیمی با هم میکنن؛ ولی بعد از اون روز نحس، حتی یک بار هم خندهاش رو ندیده بود.. همش نگاههای سرد و دیوونه کننده! در مقابل این رفتارهای سهون بکهیون جوابی به جز معذرت خواهی نداشت. اما برای چی عذرخواهی میکرد؟ اون واقعا حق داشت تا از این یکنواختی زندگیش خسته بشه.. سهون چش شده بود؟ اون به هیچ عنوان سهونی نبود که قول داده بود همیشه کنار دوستش، بکهیون باشه.. درسته. دوستش، بکهیون! س هون هیچوقت هیچ قولی به شریک زندگیش، بکهیون نداده بود...
کاپل: سهبک ، چانبک (یکطرفه)
ژانر: درام ، هیجان انگیز ، رمانتیک ، مافیا ، اسمات
هپی اند.