Story cover for Payback|KV| by heylii111
Payback|KV|
  • WpView
    LECTURAS 336,972
  • WpVote
    Votos 17,966
  • WpPart
    Partes 40
  • WpHistory
    Hora 28h 40m
  • WpView
    LECTURAS 336,972
  • WpVote
    Votos 17,966
  • WpPart
    Partes 40
  • WpHistory
    Hora 28h 40m
Continúa, Has publicado ago 13, 2023
|انتقام|
تهیونگی که تازه از لندن برگشته،مجبور به ازدواج با پسر داییش جئون جونگکوک میشه
__________
جونگکوکی که به صورت پنهانی تحت درمان بخاطر مشکلات روانی ناشی از ترومای کودکیش قرار دارد!
__________
 نامه از دستش سر خورد،توی بهت فرو رفته بود،به سختی گردنشو چرخ داد و نگاه شوکه شو به بچه های خوابیده توی کالسکه انداخت.
بچه هات؟! جونگکوک؟! 

اون دوتا طفل معصوم‌ نطفه های حرومزاده ی همسرش بودند؟!
__________
گوشه ی دیوار کز کرده،به جونگکوک که چهره اش به طرز خطرناکی عوض شده بود،خیره شد!

جونگکوک:«بهت گفته بودم اون روی سگ منو بالا نیار!!!!»



couple:taekook(اصلی),yoonmin,....

Genre:smut,mystery,horror,(ازدواج اجباری),slice of life, روان‌شناختی,🔞

written by heyli 

شروع آپ"12 آگوست 2023"/22مرداد 1402
پایان آپ"...."

هشدار!!
داستان پره بگاییه وازلین به همراه خود داشته باشین!!!!
"ستاد مبارزه با پارگی"


بچه مچه نیاد🚷
Dominio público
Regístrate para añadir Payback|KV| a tu biblioteca y recibir actualizaciones
O
#66یونگی
Pautas de Contenido
Quizás también te guste
Mr. Narrator | Vkook/Kookv de Mamacita_01
13 partes Continúa Contenido adulto
┊Summary: اشراف‌زاده بودن همیشه شامل یک سری قوانین مشخص می‌شد اما جونگ‌کوک نه مثل بقیه بزرگ شده بود و نه هم ریشه‌ی اونها بود. به خاطر همین هم حاضر شد برای نجات دوستی که هرگز ملاقاتش نکرده بود، پا به کشوری بذاره که به خاکستری بودن شهرت داشت. حالا کی تضمین می‌کرد که تا چه مدت می‌تونه اونجا زنده بمونه؟ ┊Teaser: "- تهیونگ، خوشحالی؟ لرز نامشخصی از سوال پرسیده شده توی تنش نشست. - هستم. تو چی، خوشحالی؟ - هستم. سرش رو پایین انداخت و به دست آزاد جونگ‌کوک که فاصله‌ای با دست خودش نداشت، نگاه کرد. می‌تونست موقع راه رفتن دستش رو بگیره؟ - پس یعنی برمی‌گردی؟ قرار شد وقتی خوشحال کنار هم قدم زدیم برگردی. - بیا یه تعداد مشخصی رو تعیین کنیم. مثلا وقتی ده بار خوشحال کنار هم قدم زدیم من برمی‌گردم. انگشت اشاره‌اش رو به دست جونگ‌کوک زد و به سمتش برگشت. - با این تعدادی که تو گفتی تا ابد باید همین‌جا بمونی! - پس پنج تا؟ - سه تا. - قبوله!" ┊Genres: Romance, angst, smut, Political ┊Couple: Vkook (vers) ┊Writer: osiris ┊Up: saturday
Little Bunny  de Zabi1212
40 partes Concluida Contenido adulto
( کامل شده ) درد و ترس ، چیزی که جونگکوک هایبرید هیفده ساله از سن خیلی خیلی کم بهش عادت کرده . شاید درد کشیدن دیگه براش ساده شده باشه ؟ البته درد کشیدن برای هیچکس ساده نیست ، وقتی اون صدایی که توی مغزت حرف میزنه ام حالش ازت بهم میخوره دیگه چیزی نمی‌مونه میمونه؟ و اینور هم کیم تهیونگ پسر پولداری که همه فکر میکنند بهترین زندگی رو داره البته معلومه که از شخص دیگه زندگی خیلی بهتری داره ولی خب اونم دلایلی داره که از موقعیتش متنفر باشه . چی میشه اگه تهیونگ اون کسی که میخواد ازش مراقب کنه رو پیدا کنه و کوک ام مکان امنی که لازم داره ؟ __________ ته : هیششش نفس هیونگ برا چی معذرت خواهی می‌کنی فرشته ؟ ببینمت پسر قشنگم کوچولوی من برای چی گریه می‌کنی اخه؟ میدونی چقد دلم برات تنگ شده ؟ همه کس هیونگ زندگیه هیونگ اشک نریز پسر نازم میبینی حالم خوبه ؟ نگاه کن منو کوک سرش رو بالا آورد و با چشمای اشکیش به ته خیره شد که دوباره گریش گرفت و شروع کرد به اشک ریختن و گریه کردن با صدای بلند و ته که انگار دست پاچه شده بود لبخندی زد و دوباره کوک رو بغل کرد ته : هیشش عیب نداره عزیزم گریه کن دل کوچولوت گرفته قربون صدات بشم هیسس عیب نداره ....
𝙮𝙤𝙪𝙧 𝙢𝙖𝙟𝙚𝙨𝙩𝙮 [KookV] de Jasminjhs
22 partes Concluida Contenido adulto
-من خیلی بهتر از سربازهای شما می‌تونم شمشیر به دست بگیرم. -برای همین دفعه آخری که یواشکی از قصر بیرون رفته بودی کنار یه مشت دزد پیدات کردم؟ -به زور که اونجا نبودم! -متوجه‌ای که این حرفت بدتره؟! -من که نمی‌دونستم اون‌ها دزدن. -فقط برو بیرون تهیونگ... آه خواجه چئو بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم تنها هدفش تو زندگی اینه که من رو شکنجه بده. - - ازدواج‌های جونگکوک، پادشاهِ سرزمین جوسئون، تا الان همگی به خاطر حفظ موقعیت و راضی نگه‌داشتن وزرا بوده. اما اوضاع زمانی پیچیده میشه که ازدواج به اجبار امگای سرکش خانواده‌ی کیم، تهیونگ، با جونگکوک هنوز واقعی نشده. البته چطوری قراره واقعی بشه وقتی تنها کاری که تهیونگ انجام میده اینه که اعصاب پادشاه بیچاره رو به بازی بگیره و پیرش کنه؟ با این وجود، تهیونگ تنها کسیه که توی حرمسرا میتونه قانون شکنی کنه و از مجازات‌هاش فرار کنه. • Author: Abby • Couple: KookV • Genre: Historical, Omegaverse, Romance, Comedy, Smut, Mpreg
𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓭𝓪𝓷𝓬𝓮(YOONMIN) de ATa079
7 partes Concluida Contenido adulto
مقدمه: تو را دارم و از هیچ‌چیز غمم نیست. از صفر که هیچ، از منهای بی‌نهایت شروع خواهم کرد و از هیچ‌چیز نمی‌ترسم. من در آستانه‌ی مرگی مأیوس، در آستانه‌ی "عزیمتی نابهنگام" تو را یافتم؛ وقتی تو به من رسیدی من شکست مطلق بودم، من مرده بودم. پس حالا دیگر از چه چیز بترسم؟꧁ آنها باهم ازدواج کردند ولی افسوس سرنوشت با آنها یار نبود....:)꧁ وارد صحنه شد تمام چشم ها روی پسرک زیبا و ظریف سفید پوش قفل بود!...اما پسرک از میان آن جمعیت فقط دو چشم زیبا را میدید که با عشق به اون خیره است مثل تمام اوقاتی که برای او....فقط برای او! دلبری میکرد شروع کرد تن ظریفش را به حرکت در آوردن تا باز هم نگاه گرسنه ی مرد را به خود ببیند ولی درد تمام وجودش را در بر گرفت و سقوط کرد...خون!!!...خون بود و خون! و لحظه ی بعد صدای جیغ و داد برایش محو شد بی رحمیست اگر بگویم شاهکار زیباییست پسرک زیبایی پخش بر کف صحنه ی بزرگ با لباس سفید خونی!این رقص...رقصی خونین بود....! ꧁ 𝐟𝐢𝐜 𝐧𝐚𝐦𝐞: 𝗕𝗹𝗼𝗼𝗱𝘆 𝗱𝗮𝗻𝗰𝗲 𝐠𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝑨𝑵𝑮𝑺𝑻 / 𝐂𝐋𝐀𝐒𝐒𝐈𝐂 / 𝑹𝑶𝑴𝑨𝑵𝑪𝑬 / 𝐇𝐀𝐏𝐏𝐘 𝐄𝐍𝐃 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐘𝐎𝐎𝐍𝐌𝐈𝐍 / 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 / 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐌𝐈𝐍 𝐔𝐩 𝐭𝐢𝐦𝐞: 𝗦𝗮𝘁𝘂𝗿𝗱𝗮𝘆 𝐭𝐡𝐞 𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐁𝐋𝐀𝐂𝐊 𝐖𝐎𝐋𝐅
𝗣𝘂𝗿𝗽𝗹𝗲 𝗠𝗼𝗷𝗶𝘁𝗼 | 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄 de manilarise
38 partes Continúa
موهیتوی بنفش | 𝖯𝗎𝗋𝗉𝗅𝖾 𝗆𝗈𝗃𝗂𝗍𝗈 تلقین چیزیه که روی ناخودآگاهِ انسان تاثیر میزاره، اگر با یک چیزی مدام مغزت رو به گا بدی و با خودت تکرار و تلقین کنی، قطعا توی ذهنت شکل میگیره. اما نه عاشق بودن! عشق رو نمیشه با تظاهر، پول و مال و زیبایی بدست آورد. تظاهر به دوست داشتن فقط میتونه احساساتِ واقعی که داری و ناخودآگاهت سعی داره اونهارو از خودآگاهت مخفی کنه، برات رو کنه و تورو تو یک بگایی بندازه! ژانر ↶ عاشقانه، کمدی، کمی دراما، اسمات کاپل ↶ «اصلی - ویکوک» تهیونگ↑- جونگکوک↓ «فرعی - سپ» قسمتی از فیک ↶ _به من نگو موهیتوی بنفش! _پس چی بگم؟ غیر ازینه که مثل یک موهیتو تو یک روزِ تابستونیِ گرمِ تخمی، برام لذت بخش و آرامش بخشی؟ غیر ازینه که با اون موهای بنفشِ دلبرت، ضربان قلبم رو روی هزار میبری و کاری میکنی دلم بخواد هرروز صبح اون تار های بنفشِ لعنتی روی سینه‌م باشن؟ خب بیشعور. تو خودِ موهیتوی بنفشی! •روزِ آپ: دوشنبه ها•
Quizás también te guste
Slide 1 of 16
fake love ❗عشق دروغین cover
Mr. Narrator | Vkook/Kookv cover
تو منو دیوو�نه می‌کنی! cover
𝙎𝙣𝙤𝙬 𝙎𝙩𝙖𝙧 [ғᴜʟʟ] cover
Little Bunny  cover
𝙮𝙤𝙪𝙧 𝙢𝙖𝙟𝙚𝙨𝙩𝙮 [KookV] cover
Mirage [ Completed ] cover
Tacenda cover
Rebellious Chains - زنجیر های سرکش cover
Limerence | Vkook cover
𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓭𝓪𝓷𝓬𝓮(YOONMIN) cover
𝗣𝘂𝗿𝗽𝗹𝗲 𝗠𝗼𝗷𝗶𝘁𝗼 | 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄 cover
blood and balance - خون و توازن cover
Amareath. cover
༄Little Nutella ༄ cover
𝐿𝑜𝑠𝑒 𝑌𝑜𝑢 𝑇𝑜 𝐿𝑜𝑣𝑒 𝑀𝑒  (JiKook Version) cover

fake love ❗عشق دروغین

12 partes Continúa

✨🩶 کوکـــویـــ کاپل فرعی: یونمین خلاصه: هر وقت اون پسر توی دردسر میوفتاد سر و کله ی یک مرد پیدا میشد.. مردی که به لبش پرسینگ درخشانی داشت و تهیونگ تنها چیزی که از اون مرد به یادش میومد... پرسینگش بود.. قسمتی از فیک: _فراموشت نمیکنم فرشته! نه دیشب رو.. نه پنج سال پیش رو... نه امروز رو! تهیونگ نفس نفس زنان اخرین کلمه ش رو هم گفت و بعد با سرگیجه، روی دو زانو روی زمین افتاد و اخرین تصویری که از اون مرد توی ذهنش موند؛ قدم های آهسته اش به سمت پیچ کوچه بود.. _تو برمیگردی! 🩶✨ پارت گذاری فعلا متوقف شده... به ردینگ لیستتون اضافه کنید تا هر وقت اپلود شد براتون اعلانش بیاد🫶