Renascence | NamMin

Renascence | NamMin

  • WpView
    Reads 413
  • WpVote
    Votes 28
  • WpPart
    Parts 2
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Feb 7, 2026
🦋Couple: NamMin, Sope. 🦋Genre: science fiction, Romance, historical. ....................................................................................... "پارک‌جیمین،نقاشِ 27ساله‌ چینی-کره‌ای، دیشب درحوالی ساعت 9، در خارج‌ از شهر دچار سانحه میشه. طبق گفته‌ی نزدیکانش، پارک جیمین به دنبال الهامی برای کارهای اینده‌ش بوده؛ که در راه برگشت با کامیونِ باربری، تصادف میکنه. به گفته‌ی دکتر معالجِ ایشون، نقاشِ خوش‌ذوق فعلا در کما به سر میبرن. امیدواریم هرچه زودتر بهبود پیدا کنند و به زندگیشون ادامه بدن؛در ادامه‌ی خبرها......" اخباری که در ساعات اولیه‌ی صبحِ 17مارچ، در سئول و کره پخش‌شده بود و هوادارن هنر و فن‌های اینترنشنال جیمین‌رو نگران کرده بود. اما اونها خبر نداشتن که این هنرمند، در مکان و زمان اشتباهی بود. ....................................................................................... 🫧
All Rights Reserved
#27
ناممین
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Sharon Melody
  •  Exile To Freedom
  • WAR AND PEACE
  • Meine Rose
  •  شیفته ی تو
  • My Angel Of Death
  • Red Japanese lily
  • Red Ruby
  • slave of revenge (به بردگی انتقام)

─𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆𝒔: 𝑪𝒉𝒂𝒏𝑳𝒊𝒙 ─𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆𝒔: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑯𝒊𝒔𝒕𝒐𝒓𝒊𝒄𝒂𝒍 سال ۱۹۲۷ ، وقتی چوسان در حال گذروندن ۱۶امین سالگرد رسمی اشغال شدن توسط ژاپنی ها و از دست دادن تک به تک نماد ها و یادگاری هاش بود ، نوازنده ای بی پروا برای اثبات پافشاری روی علاقش وارد کلاب شارون شد. با وجود مخالفت های زیاد ، تصمیم گرفت نشون بده تسلیم نمیشه و از موسیقی که نمی تونست یک لحظه هم دست از تحسینش برداره ، حفاظت می کنه. برای همین توی کلاب شارونی که بین خونه های اشرافی با سقفی شیروونی خاکستری رنگ ، سازه ای ناهمگون به حساب می اومد ، باقی موند. درون کلاب شارون با ظاهرش تفاوت زیادی داشت. در بین تاریکی راه پله ی اون ساختمون ، می شد گرمای هاله ای از آفتاب رو حس کرد. ردپایی از خاطراتی که در حال از بین رفتن بود و اشخاصی که شاید حتی از مرد نوازنده هم بی باک و بی پروا تر به نظر می رسیدن. به خصوص پسرکی که رنگ چشم هاش ، انعکاسی متفاوت از آفتاب رو نشون می داد.

More details
WpActionLinkContent Guidelines