Story cover for Accepting by Bakabarun
Accepting
  • WpView
    Прочтений 1,334
  • WpVote
    Голосов 165
  • WpPart
    Частей 1
  • WpView
    Прочтений 1,334
  • WpVote
    Голосов 165
  • WpPart
    Частей 1
Завершенная история, впервые опубликовано авг. 19, 2023
["فقط به‌م دست نزن. دوره‌ی هیتم‌ نزدیکه و قسم می‌خورم اینبار که داروهام‌و بدزدن هیچ تقلایی نمی‌کنم. خیالت راحت! از زیر اون‌همه آلفایی که فرومون دیوونه‌شون کرده زنده بیرون نمیام و تو رو هم تو دردسر نمی_"]

خلاصه: لی فلیکس بدشانس‌ترین امگای تاریخه؛ جفت سرنوشتش نادیده‌ش می‌گیره و مدرسه براش تبدیل به جهنم شده. واقعاً اون آلفای لجباز هیچ‌کششی به امگای کوچیکش نداره؟ 



Oneshot
Genre: fluff, omegaverse, school life
Couple: Hyunlix
Writer: Rain
Все права сохранены

1 часть

Подпишись, чтобы добавить Accepting в свою библиотеку и получать обновления
или
#20هیونلیکس
Требования к контенту
Вам также может понравиться
⊂𝖣𝖺𝗋𝗄 𝖲𝗂𝖽𝖾⊃ от akanastay28in
18 Части Завершенная история
دارک ساید... یعنی قسمت تاریک.. چی میشه اگه اون پسر به کاخ سفید برای استخدام خدمتکاری بره کاخی که همه بهش لقب «بهشت» دادن، اما این یه دارک سایده... اون کاخ.. یه قسمت، یه لکه، یه استاندارد تاریک داره، «آروم باش» ! اون پسر وارد کاخ شده، اما نمیدونه با چه موجوداتی روبه روعه... یه دارک ساید.. یا یه کاخ دارک ساید.. کاخ هوانگ ها.. و این فیلیکس تنهاس که وارد اون «جهنم»به اصطلاح «بهشت» میشه!... _____________________ «هه!» اون پوزخند، دوباره روی صورت جذاب ترسناکش شکل گرفت، اون پوزخند باعث میشد قلبم بلرزه، صبر کن! صبر کن! این «عشق» نیست، «ترس»عه! ترس از اون موجود ترسناک.. «آدم» در قالب «جگوار» آره اونا بهش لقب جگوار سیاه دادن.. اون موهای سیاه.. اون پوست برنزه.. اون چشمای کشیده و سبز و گیرا.. قد بلند.. لبای سرخ قلوه ای... اون نمونه ی بارز یه گرگه.. اما هنوز نفهمیدم چطور گیرش افتادم.. «تو عه لعنتی! تو لیِ لعنتی به من میگی چیکار بکنم چیکار نکنم!؟ هاا!؟» دستام شروع کرد به لرزیدن.. مثل قلبم.. «ف.. فقط.. می.. میخ.. میخواستم... این.. جا.. رو.. ت... میز.. کن..م» 𝑁𝑎𝑚𝑒'𝐷𝑠𝑟𝑘 𝑠𝑖𝑑𝑒 𝐶𝑜𝑝𝑙𝑎𝑦'𝐻𝑦𝑛𝑙𝑖𝑥,𝑀𝑖𝑛𝑙𝑖𝑥,𝐶ℎ𝑎𝑛𝑙𝑖𝑥,𝑀𝑖𝑛𝑠𝑜𝑛𝑔 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒'𝑅𝑜𝑚𝑒𝑛𝑐𝑒,𝑑𝑎𝑟𝑘,𝑠𝑚𝑎𝑡,𝐵𝐿 𝑃𝑎𝑟𝑡'-
Extinct | namjin от artonis02
84 Части В процессе
با انقراض ناگهانی یه گونه ی جنگجو، گرگینه ها جنگ و به جادوگرا باختن و برای همیشه به جهان انسانا تبعید شدن. اونا زندگی جدیدی رو شروع کردن که توش خون و رده، قدرت واقعی هرکس بود. همه آروم آروم فراموش کردن که چطور یه زمانی با جادوگرا میجنگیدن، و زیر لایه ی نازک صلح نظم شکننده شون و ساختن. البته این تا زمانی بود که کیم سوکجین متولد نشده بود. اون قرار بود یه آلفای خون خالص باشه. وارث خاندان بزرگ و باستانی کیم. ولی هیچ چیز طبق نقشه پیش نرفت. حالا اون همون هیولایی بود که از وسط کوه یخ زنده درش اورده بودن و قرار بود صلح و زیر پاش خرد کنه. خب دوستان این فیک در ظاهر باید نامجین باشه ولی به معنای واقعی کلمه راجب هر سه زوجه (زوج اصلی چی هست اصلا) در کلام ساده شما سه تا داستان مرتبط باهم و میخونین که همه یک ماجرا رو پیش میبرن به اطلاعات دقت کنین چون بدون دلیل نیومدن (بعد نگین نگفتی😁) ماجرا ممکنه تا پارت هیجده یکم لایت باشه چون ارتباطات تازه داره شکل میگیره ولی بعدش سرعت فیک به شدت بالا می‌ره قبل اسمات ها هشدار میدم که اگه نمیخواین نخونین 🔞 Couples: +Namjin +Yoonmin +Vkook/ Kookv
Вам также может понравиться
Slide 1 of 10
⊂𝖣𝖺𝗋𝗄 𝖲𝗂𝖽𝖾⊃ cover
French Stalker ᴷⱽ ᴬᵁ cover
Losers Club[hyunlix] cover
Infatuation cover
bittersweet & blooming﹕𝗁𝗒𝗎𝗇𝗂𝗇 cover
امگای شیرین / hyunlix  cover
Arranged marriage cover
Again... cover
Extinct | namjin cover
𝑴𝒂𝒕𝒉 𝑻𝒆𝒂𝒄𝒉𝒆𝒓 cover

⊂𝖣𝖺𝗋𝗄 𝖲𝗂𝖽𝖾⊃

18 Части Завершенная история

دارک ساید... یعنی قسمت تاریک.. چی میشه اگه اون پسر به کاخ سفید برای استخدام خدمتکاری بره کاخی که همه بهش لقب «بهشت» دادن، اما این یه دارک سایده... اون کاخ.. یه قسمت، یه لکه، یه استاندارد تاریک داره، «آروم باش» ! اون پسر وارد کاخ شده، اما نمیدونه با چه موجوداتی روبه روعه... یه دارک ساید.. یا یه کاخ دارک ساید.. کاخ هوانگ ها.. و این فیلیکس تنهاس که وارد اون «جهنم»به اصطلاح «بهشت» میشه!... _____________________ «هه!» اون پوزخند، دوباره روی صورت جذاب ترسناکش شکل گرفت، اون پوزخند باعث میشد قلبم بلرزه، صبر کن! صبر کن! این «عشق» نیست، «ترس»عه! ترس از اون موجود ترسناک.. «آدم» در قالب «جگوار» آره اونا بهش لقب جگوار سیاه دادن.. اون موهای سیاه.. اون پوست برنزه.. اون چشمای کشیده و سبز و گیرا.. قد بلند.. لبای سرخ قلوه ای... اون نمونه ی بارز یه گرگه.. اما هنوز نفهمیدم چطور گیرش افتادم.. «تو عه لعنتی! تو لیِ لعنتی به من میگی چیکار بکنم چیکار نکنم!؟ هاا!؟» دستام شروع کرد به لرزیدن.. مثل قلبم.. «ف.. فقط.. می.. میخ.. میخواستم... این.. جا.. رو.. ت... میز.. کن..م» 𝑁𝑎𝑚𝑒'𝐷𝑠𝑟𝑘 𝑠𝑖𝑑𝑒 𝐶𝑜𝑝𝑙𝑎𝑦'𝐻𝑦𝑛𝑙𝑖𝑥,𝑀𝑖𝑛𝑙𝑖𝑥,𝐶ℎ𝑎𝑛𝑙𝑖𝑥,𝑀𝑖𝑛𝑠𝑜𝑛𝑔 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒'𝑅𝑜𝑚𝑒𝑛𝑐𝑒,𝑑𝑎𝑟𝑘,𝑠𝑚𝑎𝑡,𝐵𝐿 𝑃𝑎𝑟𝑡'-