Deyanira

Deyanira

  • WpView
    MGA BUMASA 274
  • WpVote
    Mga Boto 72
  • WpPart
    Mga Parte 3
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeHuling na-publish Fri, Sep 15, 2023
WpInfo
Fiction
Fantasy
- بیرون از این درها پر شده از هرزه های تبر به دست و اون ها من و میترسونن جیسونگ، چون تبر و تا زمانی به سمت تو میگیرن که بدونن امیدی برای گرفتن چیزی که میخوان هست و اگر نتونن...تبر رو روی گردن خودشون قرار میدن و اخرین تصویر زندگیت میشه هرزه ای با گردن بریده "در سال 2024 یک فاجعه ی بزرگ انسانی باعث جهش یافتگی اکثریت موجودات زنده شد، موجودات افسانه ای که تنها در قالب داستان میتوانستند جایی گیرند حالا در برابر چشمان بشریت قرار داشتند و انسان نادرترین مخلوق کره خاکی نام گرفت" 𝐌𝐚𝐢𝐧 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : 𝐌𝐢𝐧𝐬𝐮𝐧𝐠 𝐒𝐢𝐝𝐞 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : 𝐇𝐲𝐮𝐧𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 : 𝐅𝐚𝐧𝐭𝐚𝐬𝐲 • 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 • 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐔𝐩 : 𝐅𝐫𝐢𝐝𝐚𝐲
All Rights Reserved
#65
fantasy
WpChevronRight
Sumali sa pinakamalaking komunidad ng pagkukuwentoMakakuha ng personalized na mga rekomendasyon ng kuwento, i-save ang iyong mga paborito sa iyong library, at magkomento at bumoto para lumago ang iyong komunidad.
Illustration

Magugustuhan mo rin ang

  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم
  • The miracle of birth
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ
  • womb of oblivion
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)
  • ~Where's My Angel❄
  • هل سيعود كل شي...؟
  • Daddy And Little Girl
  • CHROMANDA | VKOOK

[کامل شده] کاپل: تهکوک [تهیونگ تاپ] ژانر: رومنس، فلاف، فانتزی، اِلف[پری بالدار]، اسمات، سوییت، هپی اند. جئون جونگکوک یه پسره که به شدت عاشق پری هاست و یه زندگی روزمره داره که به شدت ازش خسته شده و دنبال یکم هیجانه. خوشبختانه همه چیز با تهیونگی که با سن نامعلوم و یه راز خیلی بزرگ وارد دبیرستانش میشه تغییر میکنه و جونگکوک چیزهایی رو تجربه میکنه که حتی خوابشون رو هم نمیدیده! چی میشه اگه تهیونگ یه پری باشه که از عشق فراریه ولی قلبش برای جونگکوک بتپه؟ چی میشه اگه جونگکوک راز تهیونگ رو بفهمه و قول بده کنارش بمونه؟ ~~~~~~~~~~~~~ قسمتی از داستان: تهیونگ در گوشش آروم زمزمه کرد: -میدونی چرا نمیشه وسط بوسه نفس کشید؟ جونگکوک که کنجکاو شده بود، عقب کشید و به چشم های تیره اش خیره شد. با یه حالت بچه گونه گفت: +خب واسه اینه که راه تنفسمون بسته میشه. لبخند گرمی بخاطر لحن کیوتش زد و دستش‌ رو روی گونه ی جونگکوک کشید: -چون ارزش بوسه و نفس کشیدن یکیه... و بعد لبهاش رو روی لبهای خرگوشش گذاشت. ~~~~~~~~~~~~~~~~ +نمیخوای دست از بازی کردن با ضربان قلب من برداری؟ -وقتی قراره مال خودم باشه چرا باید دست بردارم؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~ Writer: Darya🌊 Start: 1 Mordad 00 Finish: 24 Bahman 00

Karagdagang detalye
WpActionLinkMga Alituntunin ng Nilalaman