









مادرش یکی از وزرای برجسته ی کشور بود ، و تو دنیای اونها فرزند امگای نر عاری بود برای مادرش ... به خاطر همین هم تهیونگ سالها تو یه شهر کوچیک مخفی بود ... اما حالا یسری استاکر ، ردی ازش پیدا کرده بودن ... بنابراین طبق دستور مادرش ، وسط سال تحصیلی به یه کشور دیگه تبعید میشه ... تبعیدی که زندگی امگای ۱۷ سالرو تغییر میده و اونو با یکی از عجایب خلقت اشنا میکنه ... جونگ کوک ... الفای دو رگه ای که پدرش یه جگوار و بزرگترین قهرمان بوکس دنیا بوده و مادرش یکی از بزرگترین بیزینس وومن های ایتالیا ... تهیونگ فکر میکرد رفتنش به یه کشور دیگه اونو از تنهایی دربیاره اما همه چیز بد تر شد ... امگای کوچولومون تبدیل به طعمه ای برای هرزه بازیای الفاهای دبیرستان شد ...
More details