
اسلحه رو به طرف قلبش گرفت و بنگ...صدای اسلحه توی گوشش پیچید و جسد بی جون و غرق در خونشو میدید و همزمان هراسون و با دستایی لرزون و بدنی خیس عرق از خواب پرید... من بیون بکهیون، بیون بکهیونی که الان همه اونو به اسم لرد بیون؛ سلطان قاچاق مواد مخدر آمریکا میشناسن. ده ساله تمومه کارایی که انجام دادم ، انجام میدم و قصد انجام دادنشونو دارم یا حتی توی خواب و رویا تنها کاری که میکنم و بهش فکر میکنم فقط و فقط با یه هدف انجام میشه اونم انتقام از پارک چانیول؛ کسی که همه ی بدبختیام بخواطر وجود اون و پدرشه. از همون روز تولد ۱۷ سالگیم که برای شغل پدرم که یکی از زیر دستای پدر پارک چانیول بود از دبیرستان بوچئون به دبیرستان سئول انتقالی گرفتم تازه همه چیز شروع شد... ___________________________________ کاپل ها: چانبک، کایبک، کریسهو، ایونهه ژانر: رومنس، اسمات، مافیا، مدرسه ای وضعیت: درحال آپ 🫐 امیدوارم که از خوندن (revenge) لذت ببرید بلوبری های من. و این روهم به عرضتون برسونم که داستان قرار نیست از زبون شخصیت ها باشه.All Rights Reserved