SHOTGUN
  • Reads 63
  • Votes 7
  • Parts 2
  • Reads 63
  • Votes 7
  • Parts 2
Ongoing, First published Sep 10, 2023
آدم‌ها به فراموشی محتاج‌ترند تا به خاطره.
آدم‌ها از خاطرات خنجر می‌سازند و با خنجرِ خاطره خط می‌اندازند بر همه‌چیز زندگی. زندگی خجالت می‌کشد که از ذهن بیرون بیاید، بس که تن و بدن و سر و صورتش خط‌خطی خاطرات است.
گاهی، خاطره خطرناک‌ترین چیز جهان است..
- بهت گفتم تهیونگ ، گفتم نفس شدی برای منی که نفس کشیدن رو از یاد برده بودم ولی تو با آگاهی از این موضوع  نفسمو بریدی با رفتنت!
- ببین دلخوشیامو به چه قیمت به شادی های تو فروختم یاتین! ببین چی باعث شد از زندگیم که تو بودی دست بکشم و برم . منم بهت گفته بودم یاتین ؛ گفته بودم اعتمادی که بهت کردم رو زیر پاهات عین خاکستر سیگارت له نکن چون اون روز قطعا آخرین روزیه که وجودت گره خورده به وجود من ؛ بهت گفته بودم به من دروغ نگو چون دروغ گفتن مرهم زخمای من نمیشه و نمک میپاشه روش ، ولی تو گوش نکردی یاتین ؛ تو به من گوش نکردی و چی سخت تر از این که دلداده‌ی شخصی بشی که در برابر حرفات همیشه ناشنواست؟

شات‌گان | Romance ; Angst ; Smut ; Action ; Criminal
WRITER : KANDRA
All Rights Reserved
Sign up to add SHOTGUN to your library and receive updates
or
#184teakook
Content Guidelines
You may also like
Coshay / نامیرا by rominaromina396
95 parts Ongoing
فصل 1 احساس تنهایی خیلی خوبه ولی نه وقتی ۱۶ سال طول بکشه بلاخره یه جایی کم میاری ، کنجکاوی قلقلکت میده و دلو میزنی ب دریا و ...فرار میکنی ... ولی همیشه قرار نیست نتیجه ی یک اشتباه بد باشه شاید بشه شروع ی زندگی دوست‌داشتنی و پر ماجرا و شاید عجیب .... بخشی از داستان : پس من چی ؟ پسر کوچیک تر ب صورت مثل برف شوگا نگاه کرد هول شد .." .آلفا ! شوگا بیحرف همون دست جیمین رو سمت لباش برد و خورد . انگشتای عسلی جیمینم همراهش وارد دهنش شد و موج الکتریسیته ای وارد بدن امگا کرد. جیمین مسخ شده به چشمایی ک اگه اشتباه نمی‌کرد برق شیطنت از توش پیدا بود خیره شد.... کوک مثل بچه ها اعتراض کرد " هئونگگگگگ اون مال من بود ‌..من هنوز گشنمه ..!!! تهیونگ ک سیر شده بود به دیوار پشت سرش تکیه دادو دستی ب شکمش کشید ... " آخيش... چه خوب که من سیر شدم ! " کوک با غیض نیم خیز شد " میام میزنمتا ... تهیونگ با تخسی نگاهش کرد " جرئت داری بیا... فصل اول تمام شده😍🖖🏻 . . . فصل دوم در همین صفحه گذاشته میشه 😈🙈 داستان یه خانوادست ....اما ...آیا یه خانواده عادی ؟ ... . . . +میتونی تصور کنی از پدرت دو سال کوچیک تر باشی ؟! _ مطمئنی پدرته ؟! + اره ..... _ پس دیوونه شدی .. + نمیدونم ....شاید ... . . . زندگی مخفیانه یه خانواده ....و داستان های بینشون ... . . . هیجانی کمدی معمایی کاپل :
You may also like
Slide 1 of 10
Coshay / نامیرا cover
monster alpha cover
GANGSTER "VKOOK" پایان فصل اول cover
𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌) cover
𝒇𝒊𝒓𝒔𝒕 𝒎𝒆𝒆𝒕𝒊𝒏𝒈 cover
/پایان یافته/KOOKV"MY DOCTOR"🍷🔞 cover
Sorry love cover
Who are you? cover
𝙈𝙮 𝘾𝙤𝙢𝙢𝙖𝙣𝙙𝙚𝙧 •𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠• cover
AMYGDALA "Kookv" cover

Coshay / نامیرا

95 parts Ongoing

فصل 1 احساس تنهایی خیلی خوبه ولی نه وقتی ۱۶ سال طول بکشه بلاخره یه جایی کم میاری ، کنجکاوی قلقلکت میده و دلو میزنی ب دریا و ...فرار میکنی ... ولی همیشه قرار نیست نتیجه ی یک اشتباه بد باشه شاید بشه شروع ی زندگی دوست‌داشتنی و پر ماجرا و شاید عجیب .... بخشی از داستان : پس من چی ؟ پسر کوچیک تر ب صورت مثل برف شوگا نگاه کرد هول شد .." .آلفا ! شوگا بیحرف همون دست جیمین رو سمت لباش برد و خورد . انگشتای عسلی جیمینم همراهش وارد دهنش شد و موج الکتریسیته ای وارد بدن امگا کرد. جیمین مسخ شده به چشمایی ک اگه اشتباه نمی‌کرد برق شیطنت از توش پیدا بود خیره شد.... کوک مثل بچه ها اعتراض کرد " هئونگگگگگ اون مال من بود ‌..من هنوز گشنمه ..!!! تهیونگ ک سیر شده بود به دیوار پشت سرش تکیه دادو دستی ب شکمش کشید ... " آخيش... چه خوب که من سیر شدم ! " کوک با غیض نیم خیز شد " میام میزنمتا ... تهیونگ با تخسی نگاهش کرد " جرئت داری بیا... فصل اول تمام شده😍🖖🏻 . . . فصل دوم در همین صفحه گذاشته میشه 😈🙈 داستان یه خانوادست ....اما ...آیا یه خانواده عادی ؟ ... . . . +میتونی تصور کنی از پدرت دو سال کوچیک تر باشی ؟! _ مطمئنی پدرته ؟! + اره ..... _ پس دیوونه شدی .. + نمیدونم ....شاید ... . . . زندگی مخفیانه یه خانواده ....و داستان های بینشون ... . . . هیجانی کمدی معمایی کاپل :