Hidden Light [Z,M]

Hidden Light [Z,M]

  • WpView
    Lecturas 88
  • WpVote
    Votos 10
  • WpPart
    Partes 4
WpMetadataReadContinúa48m
WpMetadataNoticeÚltima publicación jue, sep 28, 2023
WpInfo
Fanfic
1Direction
کمی مکث کرد و دوباره ادامه داد:«وقتی فهمیدم هیدن لایت یه پادشاه جدید داره، اوه اون لحظه‌ی خوبی نبود. اصلا نبود. ولی الان اعتراف میکنم لیاقتش رو داری.» «ممنون. ولی معلومه این همه‌ی حرفت نبود.» مرد قدمی به سوی او برداشت:«نه نبود‌. اصلش اینه. تا وقتی که میتونی از پادشاهیت لذت ببر. چون فلیم قرار نیست یه جا بشینه.» زین دست‌هایش را روی سینه جمع کرد:«پس این یه اعلانه جنگه.» «میتونی اینطور حسابش کنی. هرچند من فقط برای پس گرفتن چیزی‌ که مال خودمه اومدم.» «موفق باشی فلیم. ولی منم قرار نیست بشینم و اتیش گرفتن اینجا رو ببینم.» لیام به طرز عصاب خورد کنی باز کوتاه و ارام خندید. دوستانه ضربه‌ای به شانه‌ی زین زد و گفت:«تا بعد دکتر مالیک.» زین در سکوت به رفتن او نگاه کرد. چیزی درونش حس میکرد که شاید هرکس دیگری آن‌ را ترس میخواند. ولی زین دوست داشت بهش بگوید، هیجان.
Todos los derechos reservados
#625
ziammayne
WpChevronRight
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • 𝔻𝕚𝕒𝕞𝕒𝕟𝕥𝕤 /ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ/
  • seal of ownership |  jungkook ✔️
  • FOG2 {ziam} -COMPLETED-
  • MUST BE SUNNY [KookV]
  • Fuck me like u do! ver vkook
  • 𝖂𝖍𝖎𝖙𝖊 𝕹𝖎𝖌𝖍𝖙𝖘 _ 𝙆𝙤𝙤𝙠𝙫/𝙆𝙧𝙞𝙨𝙝𝙤【𝟮 𝗩𝗲𝗿】
  • Mr. Narrator | Vkook/Kookv
  • VALDEMAR

Genre : Romance | Smut | Secret | Secret | Cap :Vkook | Up: Author: Amador | Teaser: in part 1 | 🥇مافیا - بدون گرفتن نگاهش از رقص پسر، بهش اشاره کرد: بیارش اینجا... چانیول از پله های استیج بالا رفت و به جونگ کوکی که با قطع شدن آهنگ، رقصیدن رو متوقف کرده بود اشاره کرد: برو پیش رییس... جونگ کوک نفس عمیقی کشید و به سمت تهیونگ راه افتاد. در لباس گشادش و باکسر به پا کمی معذب بود. صاف ایستاد و منتظر ماند تا حرفی از جانب کسی که رییس خطاب شده بود، بشنوه. ته از پایین تا صورت کوک رو آنالیز کرد. اون پسر خیلی تو دل برو بود... لبخند زد و با نگاه نافذی به کوک خیره موند: اسمت چیه؟ جونگ کوک به دو چشمی که از اول ورود توجهش رو جلب کرده بودند خیره شد: جئون... جئون جونگ کوک ته سر تکان داد: خوب میرقصی...یه سری آموزش حرفه ای لازم داری...تو قبول شدی جونگ کوک تهیونگ می توانست قسم بخوره... زیباترین خنده رو به عمرش دیده بود...

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido