The Enigma Of The World

The Enigma Of The World

  • WpView
    Reads 378
  • WpVote
    Votes 66
  • WpPart
    Parts 15
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Wed, Apr 16, 2025
WpInfo
Fiction
Fantasy
جونگین یک پسر معمولی با دغدغه‌های معمولی بود، تا زمانی که تحت تأثیر یک گلیچ قرار گرفت و به بیرون از دنیاش منتقل شد. فهمید یک آواتار در یک دنیای شبیه‌سازی شده‌ست و دنیای اصلی دچار یک بحران زیست محیطی شده و نسل انسان در خطر نابودیه. انسان‌ها هوش مصنوعی خودآگاهی ساختن که برای بقا بهشون کمک کنه و برای درک بهتر احساسات انسانی، باید دنیایی خلق و تجربیات انسان‌ها رو حس می‌کرد. فهمیدن این که مادر، سازه‌ای که موجودیتشون رو خلق کرده، چه توانایی‌هایی داره و قدرت به چه شکلی در دنیاش جریان داره؛ باعث شد درگیر اتفاقاتی بشه که خارج از مسیر سرنوشتش بود. با فهمیدن تمام این‌ها، جونگین به قدرت‌هایی دست پیدا کرد که به سمت خطر فرستادش و درنهایت باید بین حفظ دنیای خودش یا دنیای اصلی یکی رو انتخاب می‌کرد.
All Rights Reserved
#2
لیسا
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • womb of oblivion
  • هل سيعود كل شي...؟
  • ~Where's My Angel❄
  • Daddy And Little Girl
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم
  • CHROMANDA | VKOOK
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)
  • The miracle of birth
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ
  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook

فکر می‌کرد فقط یک خواب است. قرار بود فقط یک مهمانی باشد. > > شبی پر از خنده و آدم‌هایی که همه‌چیز را ساده می‌دیدند. > > اما در آن قلعه چیزی هست که به زندگی تعلق ندارد. > > > دریاچه‌ای سیاه... > قلعه‌ای که از میان یخ بالا آمده... > و چیزی که نامش را از زیر آب صدا می‌زند. > > اما خواب‌ها قرار نیست وارد زندگی واقعی شوند. > > قرار نیست پشت درها منتظر بمانند... > یا از گوشه‌ی شلوغ‌ترین اتاق‌ها نگاهت کنند. > > شبی که سامانتا به آن قلعه می‌رسد، همه‌چیز عادی به نظر می‌رسد- > شاید حتی بیش از حد عادی. > > خنده‌ها... > گرما... > آدم‌ها... > > مخصوصاً آدم‌ها. > > چون بعضی رازها هرگز نباید به یاد آورده شوند. > > و بعضی چیزها... > باید برای همیشه زیر آب باقی می‌ماندند. و بدتر از همه > نگاهی که همیشه دنبالش است... حتی وقتی هیچ‌کس آنجا نیست. > > بعضی مکان‌ها بیشتر از آنچه باید، به یاد می‌آورند. > > و بعضی‌ها... > هرگز قرار نبود از آنجا خارج شوند.

More details
WpActionLinkContent Guidelines