We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
The It boy

The It boy

  • WpView
    Reads 2,267
  • WpVote
    Votes 250
  • WpPart
    Parts 23
WpMetadataReadComplete Wed, Jun 3, 2026
WpInfo
Fanfic
BTS
جونگکوک در آکسفورد، پیش از همه با پارک جیمین آشنا شد. جیمین پسری پر انرژی و باهوش که گاهی هم بی رحم میشد. در ترم اول، آن ها در کنار تهیونگ، نامجون، هوسوک و یونگی گروهی جدا نشدنی و خاص را تشکیل دادند. اما اواخر ترم دوم، جیمین به قتل رسید. حالا یک دهه گذشته و جونگکوک و تهیونگ درگیر زندگی خودشان و همچنین بیماری قلبی جونگکوک هستند. همزمان خوشحال است که بالاخره میتواند گذشته را پشت سر بگذارد. اما یک خبرنگار به سراغش می آید و با شواهدی جدید روی بی گناهی نویل پافشاری میکند. جهانِ جونگکوک بهم میریزد. با دوستان قدیمی اش تماس میگیرد و معمای مرگ جیمین را کنکاش میکند. نهایتاً می فهمد که هرکسی راز های خودش را دارد‌‌.......
All Rights Reserved
#441
fanfiction
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • پرواز بدون بالها 🐚 Flying Without wings
  • Sincerely, a lover
  • ❝My Bloody Love❞
  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°
  • Tatso
  • Us for Us
  • False Face (kookv)
  • His To Ruin | KookV
  • Hex City[هِکس سیتی]

Flying Without Wings S2: 7 Days Main Couple:Vkook, Sope Vampire, Romance, Smut خلاصه فصل اول: تـو دنیـایی که خـوناشاما و انسـان‌ها خیلـی نامحسـوس با هـم دشـمنی داشتـن، تهیـونگ یه جـاسوس انسـانو به قـتل میـرسونه سازمان mde کـه‌ یکی از بهـترین مـامورای خودشـو از دست داده بـود، اینـدفعه جونگ‌کـوک که یـه پلـیس تازه‌‌کـار ‌و کم سـن و سال هـست رو برای ایـن کار انتـخاب میکـنه.. 𓆩ᥫ᭡𓆪⋆⋅⋆⋅𓆩ᥫ᭡𓆪 یونگی‌، خون‌آشام اصیل زاده و خودخواهیه که از عاقبت کاراش خبر نداره. اون باعث خیلی از دردسرها میشه و حالا قراره با کارمای کاراش مواجه بشه! اما آیا واقعا هوسوک کارمای بدی‌هاشه یا یه فردی از گذشته‌های دور که نمی‌تونه به‌خاطر بیارتش؟ 𓆩ᥫ᭡𓆪⋆⋅⋆⋅𓆩ᥫ᭡𓆪 خلاصه فصل دوم: هفت روز، معادل هفت تا بیست‌وچهار ساعت، و صدوشصت‌وهشت شصت دقیقه... و هر دقیقه‌ی این هفت روز عجیب نمی‌گذشت! هفت روزی که توش خیلی اتفاقات افتاد. قدرت از بین رفت. عشق شکوفا شد. اما هیچ‌چیز به حالت سابق برنگشت.

More details
WpActionLinkContent Guidelines