Soul Vein | Vkook-kookv

Soul Vein | Vkook-kookv

  • WpView
    Reads 481
  • WpVote
    Votes 52
  • WpPart
    Parts 10
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Fri, Apr 5, 2024
همسر و دختر شیرینش توی تصادف از بین رفتند و حالا بین تمام اون رازها و نشانه‌های عجیب گیر افتاده بود. تمام نشانه‌ها بهش می‌فهموندن که مرگی رخ نداده؛ اما اگر رخ نداده بود، چرا آثاری از اون‌ها توی دنیای واقعی دیده نمی‌شد؟ وقتی همه‌چیز رو می‌فهمید، چطور اون‌ها رو از اون هزارتوی مرگ‌بار نجات می‌داد؟ (رگِ روح) 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐅𝐚𝐧𝐭𝐚𝐬𝐲, 𝐌𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐞𝐫𝐬, 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤-𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯 - پایان یافته، هپی اند.
All Rights Reserved
#966
vkook
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • womb of oblivion
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ
  • ~Where's My Angel❄
  • The miracle of birth
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)
  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • CHROMANDA | VKOOK
  • هل سيعود كل شي...؟
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم
  • Daddy And Little Girl

فکر می‌کرد فقط یک خواب است. قرار بود فقط یک مهمانی باشد. > > شبی پر از خنده و آدم‌هایی که همه‌چیز را ساده می‌دیدند. > > اما در آن قلعه چیزی هست که به زندگی تعلق ندارد. > > > دریاچه‌ای سیاه... > قلعه‌ای که از میان یخ بالا آمده... > و چیزی که نامش را از زیر آب صدا می‌زند. > > اما خواب‌ها قرار نیست وارد زندگی واقعی شوند. > > قرار نیست پشت درها منتظر بمانند... > یا از گوشه‌ی شلوغ‌ترین اتاق‌ها نگاهت کنند. > > شبی که سامانتا به آن قلعه می‌رسد، همه‌چیز عادی به نظر می‌رسد- > شاید حتی بیش از حد عادی. > > خنده‌ها... > گرما... > آدم‌ها... > > مخصوصاً آدم‌ها. > > چون بعضی رازها هرگز نباید به یاد آورده شوند. > > و بعضی چیزها... > باید برای همیشه زیر آب باقی می‌ماندند. و بدتر از همه > نگاهی که همیشه دنبالش است... حتی وقتی هیچ‌کس آنجا نیست. > > بعضی مکان‌ها بیشتر از آنچه باید، به یاد می‌آورند. > > و بعضی‌ها... > هرگز قرار نبود از آنجا خارج شوند.

More details
WpActionLinkContent Guidelines