No name

No name

  • WpView
    reads 431
  • WpVote
    Stemmen 42
  • WpPart
    Delen 2
WpMetadataReadVoor volwassenenCompleet zat, okt. 7, 2023
لوفی پسریه که قراره چندتا همخونه برای خودش پیدا کنه....با ورود دوستاش به خونه درامای های جالبی راه میوفته
Alle rechten voorbehouden
Word lid van de grootste verhalengemeenschapOntvang persoonlijke verhaal aanbevelingen, sla je favorieten op in je bibliotheek en geef commentaar en stem om je gemeenschap te laten groeien.
Illustration

Je bent misschien ook geïnteresseerd in

  • پروسوپاگنوزیا | بایلر (فعلا آپدیت نمیشه)
  • Look Me In The Eyes(ziam AU)
  • save me (ziam) (Completed)
  • Babysitter of two [Nomin] | complete
  • Behind The Mask (Homelander X Butcher)
  • Contest[Z.L] Completed
  • LIFE...CHANGE'S
  • Perfect Disaster (Z.M)
  • After The End (Homelander X Butcher)
  • The Price of Your Touch ( بهای لمس تو )

______𝑷𝒓𝒐𝒔𝒐𝒑𝒂𝒈𝒏𝒐𝒔𝒊𝒂______ "نمی‌دونم چرا، ولی وقتی بهت نگاه می‌کنم، همه چیز واضح می‌شه... حتی اگه همه‌ی دنیا تار باشه، تو واقعی به نظر میای." پسری که به خاطر بیماریش نمیتونه کسی رو درست ببینه و چهره‌ها رو فراموش می‌کنه، وقتی ویل رو می‌بینه، انگار برای اولین بار همه چیز واضح شده. نمی‌دونه چرا، اما نمی‌تونه چشم ازش برداره، همه‌ی دنیا تاریک و مبهمه، ولی اون یه پسرک با چشمای فندوقی و لبخند خجالتی مثل یه چراغ روشن وسطشون می‌درخشه. - زمانی که ریچی کاملا غرق خوش گذرونی و دختر بازیه، دانش‌آموز انتقالی جدید وارد کلاس می‌شه و یه جورایی همه چیزو بهم می‌ریزه. نمی‌دونه چرا، ولی از همون لحظه اول کنجکاوش می‌کنه و اگه یه کم فرصت پیدا کنه، حتماً می‌خواد باهاش کل‌کل کنه، یه چیزایی بگه، بخنده و حواسش رو پرت کنه. این بچه عجیب غریبه، غرورش هم خیلی بزرگه و ریچی یه جورایی ازش خوشش میاد، هرچند خودش هیچ وقت نمی‌گه چرا و فقط میره جلو و تلاش می‌کنه نزدیکش بشه.

Meer details
WpActionLinkInhoudsrichtlijnen